حوادث 15 ساله مشروطيت

حوادث سال 1285
تحصن مشروطه‌خواهان در تيرماه اين سال ابعاد گسترده‌اي يافت. مظفرالدين شاه قاجار در 14 مرداد، فرمان برقراري حكومت مشروطه را صادر كرد.
در اين فرمان كه خطاب به مشيرالدوله صد‌اعظم صادر شد، آمده است:
“… در اين موقع كه رأي همايون ملوكانه ما بدان تعلق گرفت كه براي رفاهيت و آسودگي قاطبه اهالي ايران و تشييد و تأييد مباني دولت، اصلاحات مقتضيه به مرور در دواير دولتي و مملكتي به موقع اجرا گذارده شود، چنان مصمم شديم كه مجلسي از منتخبين شاهزادگان و علما و اعيان و اشراف و ملاكين و تجار و اصناف به انتخاب طبقات مرقومه در دارالخلافه تهران تشكيل و تنظيم شود… و در كمال امنيت و اطمينان عقايد خودشان را در خير دولت و ملت و مصالح عامه و احتياجات مهمه قاطبه اهالي مملكت به توسط شخص اول دولت به عرض برسانند كه به صحه مباركه موشح و به موقع اجرا گذارده شود… “6
دو روز پس از اين فرمان، مظفرالدين شاه، دستور تشكيل اولين مجلس شوراي ملي را صادر كرد. در اين دستور كه مكمل فرمان مشروطيت بود آمده است:
جناب اشرف صدر اعظم، در تكميل دستخط سابق خودمان مورخه 14 جمادي‌الثاني 1324 كه صريحاً امر در تأسيس مجلس منتخبين ملت نموده بوديم، مجدداً براي آنكه عموم مردم از توجهات ما واقف باشند مقرر مي‌داريم كه مجلس مزبور را صريحاً دائر نموده و بعد از انتخاب اجزاي مجلس، فصول و شرايط نظام مجلس شوراي ملي را براساس امضاي منتخبين به طوري كه شايسته مملكت باشد مرتب نمايند كه به شرف عرض و با امضاي همايون اين مقصود مقدس صورت پذيرد. ” 7
كار تدوين نظامنامه انتخابات نيز توسط مجلسي مركب از نمايندگان شاهزادگان، علماي قاجاريه، اعيان و اشراف، مالكين، تجار و اصناف آغاز شد. اين مجلس هفته‌اي دو بار در دارالخلافه ـ ميدان 15 خرداد فعلي ـ تشكيل جلسه مي‌داد و پس از 33 روز موفق شد نظامنامه انتخابات را‌آماده كند و آن را به امضاي شاه برساند. به موجب اين نظامنامه كه با 51 اصل در 17 شهريور 1285تدوين و به تأييد شاه رسيد، تعداد 156 نماينده انتخاب شدند كه 60 نفر از آنان نمايندگان تهران بودند. اولين جلسه مجلس شوراي ملي بدين ترتيب در 17 مهر اين سال تشكيل شد.
در هشتم دي 1285، اولين قانون اساسي ايران با عنوان “نظامنامه سياسي ” مشتمل بر 51 اصل تدوين شد و به امضاي شاه رسيد. اين قانون در حقيقت گزيده‌اي از قوانين اساسي كشورهاي بلژيك، فرانسه و بلغارستان بود و تهيه‌كنندگان آن كاملاً تحت تأثير اوضاع سياسي و گرايش‌هاي غربگرايانه حاكمان زمان خود قرار داشتند. قانون اساسي مشروطه كه حتي متأثر از اراده لژهاي فراماسونري بود، معجوني از قوانين غربي با احكام اسلامي به شمار مي‌رفت. اين قانون با امضاي شاه، صورت قانوني يافت. ده روز پس از اين رويداد مظفرالدين شاه در 18 دي 1285، در سن 54 سالگي درگذشت و پسرش محمد‌علي ميرزا ـ محمد ‌علي شاه قاجار ـ به قدرت رسيد. محمد علي شاه يكي از وابستگان به روسيه تزاري و از مخالفين سرسخت نهضت مشروطه بود. او مخالف تدوين قانون اساسي و مخالف تشكيل مجلس شورا بود و به سلطنت مطلقه اعتقاد داشت. به همين دليل نيز در مراسم تاجگذاري خود كه در روز 28 دي 1285 برگزار شد، هيچ يك از نمايندگان مجلس شوراي ملي را دعوت نكرد.
چند روز بعد در اول بهمن، ميرزا نصرالله خان مشيرالدوله اولين صدر اعظم مشروطه نخستين كابينه خود را تشكيل داد. در 14 بهمن هيأتي از جانب مجلس براي تدوين متمم قانون اساسي تعيين شد ودر اسفند ماه، ميرزا علي اصغر خان اتابك، صدراعظم دوران ناصرالدين‌شاه از اروپا به تهران دعوت شد تادولت مشروطه را بر عهده گيرد و آن را مطابق ميل شاه اداره كند.
دردوران اقتدار ميرزا علي اصغر‌خان اتابك فاصله ميان مجلس و دولت به تدريج عميق شد به طوري كه همه روزه يك يا دو نماينده مجلس از رفتار و برخوردهاي محمد‌علي شاه و صدر اعظم او انتقاد مي‌كردند. وزيران دولتي نيز كم كم از حضور در مجلس براي پاسخگويي به سؤالات مردم خودداري مي‌كردند. رابطه ميان قوه مجريه و قوه مقننه روز به روز تيره‌تر شد. ميرزا علي اصغر خان اتابك رئيس‌الوزاء مشروطه و صدر اعظم محمد علي شاه به هنگام تعيين وزيران خود تأكيد كرد كه آنان فقط در برابر دولت مسئول هستند. وي تنها 8 وزير با اختيارات بسيار گسترده در كابينه خود جاي داده بود. هنگامي كه نمايندگان مجلس درباره كم بودن تعداد وزيران و وسيع بودن حوزه اختيارات آنان از صدراعظم سؤال كردند، وي در پاسخ گفت: “در قانون اساسي در باب مسئوليت وزيران و تعداد آنها هيچ سخني به ميان نيامده،‌بنابراين اعتراض بي‌مورد است. “8
انتصاب احمد‌ ميرزا پسر محمدعلي‌شاه به وليعهدي ـ 19 اسفند ـ و عزل ظل‌السلطان برادر شاه و حاكم اصفهان ـ 25 اسفند ـ كه با پافشاري علما و مراجع و متعاقب تظاهرات اعتراض آميز مردمي صورت گرفت، از ديگر رويدادهاي سال 1285 بود.

حوادث سال 1286
در ارديبهشت اين سال كابينه ميرزا علي‌اصغر خان اتابك با اكثريتي ضعيف از مجلس رأي اعتماد گرفت. در ماههاي بهار 1286 اجتماعات مشروطه‌خواهان در نقاط مختلف كشور افزايش بيشتري يافت. طلاب و روحانيون در سوم تير ماه اين سال به رهبري شيخ فضل‌الله نوري در حرم حضرت عبدالعظيم متحصن شدند و مشروطه منهاي مشروعه را خلاف اسلام دانستند. شيخ فضل‌الله نوري همراه با سيد احمد طباطبايي در تلگرامهائي به علماي شهرهاي ايران بر ضرورت رعايت موازين شرعي در قيام مشروطه تأكيد كردند. اين تأكيدات زمينه‌ساز فاصله گرفتن تدريجي متدينين از ساير رهبران سياسي جنبش مشروطه بود.
در نهم شهريور 1286 روسيه و انگلستان قرارداد معروف 1907 را كه ايران را به مناطق تحت نفوذ دو كشور تقسيم مي‌كرد به امضا رساندند. طبق اين توافق قسمت شمالي ايران شامل شهرهاي پرجمعيت و مراكز عمده تجاري از خط فرضي بين قصر شيرين و اصفهان و يزد و خواف و مرز افغانستان، منطقه نفوذ روسيه شناخته شد و قسمت جنوبي كه داراي ارزش سوق‌الجيشي براي دفاع از هند بود از خط فرضي بين بندر عباس، كرمان، ‌بيرجند، زابل و مرز افغانستان منطقه نفوذ انگلستان و قسمت مياني هم منطقه بيطرف و متعلق به دولت ايران شناخته شد.
گفته مي‌شود دولت ايران پس از گذشت يك ماه از انعقاد اين پيمان از طريق وزير مختار آمريكا در جريان متن فارسي آن قرارگرفت. افشاي اين قرارداد در ايران موجب هيجان عمومي و اعتراضات شديدي گرديد و مجلس شوراي ملي به اتفاق آراء آن را مردود و بي‌اعتبار شناخت. با اين وجود، روسها و انگليسي‌ها عملاً اين پيمان را به اجرا گذارده و پس از آغاز جنگ جهاني اول دخالتهاي وسيعي در شهرهاي ايران به عمل آوردند.
ترور ميرزاعلي‌اصغر خان اتابك رئيس‌الوزرا در مقابل مجلس كه درست در روز انعقاد قرارداد 1907 صورت گرفت، از ديگر رويدادهاي قابل تأمل شهريور1286 است. پس از اين ترور، ميرزااحمد‌خان مشيرالدوله رئيس‌الوزرا شد.
در پانزدهم مهر اين سال متمم قانون اساسي تحت نظارت علما در مجلس تصويب شد. متمم قانون اساسي مشتمل بر 105 اصل با اعمال نفوذ روحانيت و جناح متعهد مجلس تنظيم شد و پس از نظارت شخصيت‌هايي چون آيت‌الله شيخ فضل‌الله نوري، آيت‌الله سيد محمد طباطبايي، آيت‌الله سيد عبدالله بهبهاني و … در 15 مهر 1286 به امضاي محمد علي شاه رسيد.
در اين ماه دولت مشيرالسلطنه نيز به دليل بي‌كفايتي با رأي نمايندگان مجلس سقوط كرد و ناصرالملك به حكم شاه به رئيس‌الوزرايي منصوب شد. در آبان اين سال محمد علي شاه با حضور در مجلس و به شكل صوري سوگند وفاداري به مشروطه ياد كرد. در ماه آذر، بودجه دربار توسط نمايندگان مجلس تقليل يافت و خشم شاه را كه مخالف مجلس و مشروطه بود برانگيخت. در همين ماه طرفداران محمد‌علي شاه به ساختمان مجلس حمله كردند كه با مقاومت محافظان مجلس عده‌اي از طرفين كشته شدند.در ميدان توپخانه نيز درگيري مشابهي ميان حاميان طرفين بوقوع پيوست. رئيس مجلس دو نفر را به همراه ناصرالملك جهت گلايه از حوادث مذكور نزد شاه فرستاد ولي هر دو بازداشت شدند. بعداً ناصرالملك با وساطت سفارت انگليس آزاد ولي به لندن تبعيد شد. زد و خوردهاي خونين ميان طرفداران مشروطه و حاميان شاه نيز متوقف نشد و به سراسر كشور كشيده شد. در اين بحبوحه، حسينقلي‌خان نظام‌السلطنه مأمور تشكيل كابينه شد. درگيري‌ها در دي ماه افزايش يافت و در تبريز از شدت بيشتري برخوردار شد. شاه روز 23 دي براي فرونشاندن بحران جلسه “آشتي با مجلس ” را در دربار تشكيل داد و بار ديگر نزد نمايندگان دعوت شده، وفاداري خود را به مشروطه اعلام كرد. در ماه بهمن اولين قانون مطبوعات ايران مشتمل بر 53 ماده به تصويب نمايندگان مجلس رسيد.
در ماه اسفند انفجار يك بمب در مسير حركت محمد‌علي شاه كه عازم دوشان‌تپه بود، بار ديگر خشم وي را عليه مخالفان برانگيخت. اين واقعه سبب احضار ظفرالسلطنه حاكم تهران و وزير جنگ وقت به دربار شد. شاه آنان را چوب فراوان زد و سپس به زندان انداخت. در همين ماه قوام‌الملك شيرازي والي پيشين فارس نيز كه به دليل مخالفت با مشروطه عزل شده بود به قتل رسيد و در مجلس ختم او فرزندش نيز ترور شد. اما شاه برادر خود ظل‌السلطان را كه توسط مردم خشمگين اصفهان خلع شده بود، فرماندار فارس كرد.

حوادث سال 1287
در فروردين اين سال محمد‌علي شاه بار ديگر مورد سوء قصد قرار گرفت. او ستاد كار خود را به پادگان باغشاه انتقال داد و شهر تهران حالت جنگي به خود گرفت. در ماه خرداد ساختمان مجلس شوراي ملي به محاصره مجاهدين مشروطه‌خواه درآمد و محمد‌علي شاه نيز در همين ماه اداره اين شهر را به نظاميان روس سپرد. بازار تهران نيز در اعتراض به اقدامات محمد‌علي شاه تعطيل شد و به دستور شاه سلاح و مهمات فراواني به باغشاه حمل گرديد. در آخرين روز خرداد، شاه تمامي روزنامه‌هاي كشور را توقيف كرد. او براي فراهم ساختن زمينه نقشه خود عليه مجلس، ابتدا اين مكان را تهديدي عليه مشروطيت خواند و سپس يكي از درباريان معتمد خود به نام مشيرالسلطنه را به صدراعظمي برگزيد،‌ مقام وزارت جنگ را نيز به ميرزا حسين پاشاخان اميربهادر سپرد و “لياخوف ” سردار روسي را نيز به فرمانداري نظامي تهران منصوب كرد. با اين انتصاب در اولين روزهاي تابستان 1287، نقاط حساس تهران به تصرف نظاميان قزاق تحت فرماندهي افسران روسي درآمد، اطراف ميدان بهارستان و مدرسه سپهسالار محاصره شد و توپخانه و سواره نظام در مقابل مجلس مستقر شدند. تمام روزنامه‌ها توقيف شدند و جنگ بين قواي قزاق و مشروطه‌خواهان آغاز شد. روز دوم تير 1287 كه ساختمان مجلس به توپ بسته شد، اوج جنگ بود. اين جنگ كه در ساعات ظهر فروكش كرد، 300 كشته و 500 ز خمي به جاي گذاشت.9 بسياري از بازداشت‌شدگان در باغشاه تهران به دار آويخته شدند و تعدادي از وعاظ، روزنامه‌نگاران، نمايندگان مجلس، سياسيون و روحانيون از جمله آيت‌الله سيدعبدالله بهبهاني و آيت‌الله سيد‌محمد طباطبايي تبعيد شدند. تعدادي نيز به سفارتخانه‌هاي خارجي پناهنده شدند. حادثه دوم تير سبب انحلال مجلس اول و به هم ريختن اوضاع تهران شد.
به دنبال اين حادثه كه به كودتا شباهت داشت،‌محمد علي شاه در تهران حكومت نظامي اعلام كرد و به موازات آن قيام مسلحانه ستارخان و باقرخان عليه قواي دولتي در تبريز آغاز شد قيامي كه به تدريج به نبردي خونين در سراسر شهر انجاميد. اين جنگ كه تا مهر ماه ادامه يافت به شكست قطعي قواي دولتي انجاميد.
در ماه آبان شيخ فضل‌الله نوري در اجتماع بزرگ روحانيون، رجال و بازرگانان تصريح كرد كه “اين مشروطه با شريعت اسلامي سازگار نيست ” و شاه نيز با سوء استفاده از اظهارات شيخ كه حمايت بسياري از روحانيون را به همراه داشت اعلام كرد “چون بسياري از علما با جنبش مشروطه‌ مخالفند، من نيز مخالفت خود را با اين جنبش اعلام مي‌دارم “. با اين حال شيخ فضل‌‌الله كه همواره مورد غضب شاه و روشنفكران لائيك بود، در نهم ماه دي مورد سوء قصد قرارگرفت. او هنگام بازگشت از يك ميهماني شبانه ترور شد اما جان سالم به در برد. در بازجوئي كه از ضارب وي صورت گرفت، اسامي افرادي به ميان آمد كه با سفارت انگلستان ارتباط داشتند و سفارت، رسماً از دولت ايران خواست تا بدون حضور نماينده آن سفارت،‌ متهمان محاكمه نشوند.10
در ماههاي زمستان 1287 جنگ ميان مشروطه‌خواهان و قواي دولتي در شهرهاي مختلف كشور از شدت بيشتري برخوردار شد. نجفقلي خان صمصام‌السلطنه بختياري از رهبران مشروطه در معيت سه هزار نيرو وارد اصفهان شد. مخالفان محمد‌علي شاه در گيلان پيمان اتحاد بستند و آقابالاخان والي رشت را به قتل رساندند و جنگ ميان قواي دولتي و مشروطه‌طلبان در كازرون، لار، ميانه و ميناب نيز گسترش يافت. در 28 اسفند اين سال ميرزا علي آقا ثق?‌الاسلام طي تلگرافي از شاه خواست براي متوقف شدن جنگ و خونريزي در كشور به مشروطيت تن دردهد.

حوادث سال 1288
ورود مشروطه‌خواهان به تبريز و اعدام فرمانده قشون اين شهر از رويدادهاي فروردين ماه سال 1288 بود. در ماه ارديبهشت نظاميان روس به بهانه تأمين مواد غذايي براي مردم محاصره شده تبريز وارد اين شهر شدند. دولتهاي كم دوام نيز يكي پس از ديگري ظهور و سقوط مي‌كردند. مشيرالدوله جاي خود را به كامران ميرزا نايب‌السلطنه و او نيز پس از چند روز جاي خود را به سعد‌الدوله سپرد.
در ماه خرداد اين سال علماي نجف در جبهه‌‌اي متشكل اقدامات محمد علي شاه در روياروئي با اراده مردم را خلاف اسلام دانستند. در ماه تير قواي مشروطه‌خواه به فرماندهي سردار اسعد بختياري با شكست دادن قواي دولتي وارد تهران شدند، ساختمان مجلس و مسجد سپهسالار را به تصرف خود درآوردند و در بسياري از نقاط شهر سنگربندي كردند. در نتيجه اين تهاجم،‌ محمد‌علي شاه همراه با خانواده‌اش به همراه 500 قزاق به سفارت روسيه پناهنده شد و لياخوف سردار روس نيز منفعلانه در مجلس حضور يافت و خواهان تأمين جاني شد. روز 26 تير شاه از سلطنت خلع شد و وليعهد 12 ساله‌اش احمد‌ميرزا جايگزين وي گرديد.11 با اين حال بازداشت شيخ‌فضل‌الله نوري و سپس به دار آويخته شدن وي كه در مرداد 1288 به وقوع پيوست از تلخ‌ترين مقاطع حوادث مشروطه بود.
از ديگر رويدادهاي سال 1288 خلع “وزير اكرم ” استاندار دولتي تهران توسط مشروطه‌طلبان خشمگين و جايگزين كردن ميرزاشكرالله خان معتمد‌خاقان بود.
در ماه مهر اين سال نيز محمد‌علي شاه و همراهان بندر انزلي را به قصد اروپا ترك كردند. در همين ماه بود كه روزنامه شرق به مديريت سيد ضياءالدين طباطبايي انتشار يافت.12
در ماه آبان دومين دوره مجلس شوراي ملي آغاز به كار كرد. اين مجلس به ستارخان و باقرخان لقب “سردار ملي ” و “سالار ملي ” اعطا كرد. اين دو سردار آذربايجان در ماه اسفند تبريز را به قصد تهران ترك كردند.

حوادث سال 1289
در فروردين اين سال ستارخان وباقرخان سرداران مشروطه وارد تهران شدند. دولت وقت كه با توجه به صغر سن احمد‌شاه، توسط عضدالملك بزرگ ايل قاجار اداره مي‌شد، ستارخان و نيروهايش را در پارك اتابك ـ محل فعلي سفارت روسيه ـ و باقرخان را همراه قوايش در عشرت‌آباد اسكان داد. در اواخر اين ماه هيأت وزيران به طور دسته‌جمعي استعفا دادند ودر اوائل ماه ارديبهشت محمد‌ولي‌خان تنكابني موسوم به سپهدار اعظم كابينه جديد خود را تشكيل داد. در اين ماه دولتهاي روسيه و انگلستان دولت ايران را براي اجراي معاهده 1907 كه كشور را به قلمرو نفوذ آنان تقسيم مي‌كرد، تحت فشار قرار دادند. مجلس نيز همزمان قانون استخدام مورگان شوستر مستشار آمريكايي را به عنوان خزانه‌دار كل ايران به تصويب رساند.13
ترور مشكوك آيت‌الله سيد عبدالله بهبهاني نيز حادثه تلخ ديگري بود كه در تيرماه 1289 به وقوع پيوست.
بهبهاني از رهبران برجسته مشروطيت شاگرد ميرزاي شيرازي و سيد حسن كوه‌كمري بود. او پس از واقعه به توپ بستن مجلس، همراه با جمعي از مشروطه‌خواهان به پارك امين‌الدوله پناهنده شد و مورد ضرب و شتم قزاق‌ها قرار گرفت. سپس به عتبات تبعيد شد اما متعاقب سقوط محمد‌علي شاه به تهران بازگشت . مرگ بهبهاني نيز از جمله قتل‌هاي برنامه‌ريزي شده دوران مشروطيت بود.
در پي اين حادثه، مجلس و بازار تهران به عنوان اعتراض به اين جنايت تعطيل شد و مردم خشمگين تظاهرات گسترده‌اي عليه عاملين اين حادثه براه انداختند و از جمله نفرت خود را نسبت به سيدحسن‌ تقي‌‌زاده كه بويژه علماي نجف نيز وي را به خاطر توطئه‌چيني براي قتل آيت‌الله بهبهاني متهم كرده بودند، ابراز داشتند.14
حمله نيروهاي دولتي به پارك اتابك براي خلع سلاح قواي ستارخان و همچنين باقرخان (كه شبانه به وي پيوسته بود) از رويدادهاي مرداد 1289 بود. در اين حلمه 7 نفر از قواي دولتي و 18 نفر از مجاهدين كشته و 40 نفر از جمله ستارخان مجروح شدند.
انتشار روزنامه برق به مديريت سيد ضياءالدين طباطبايي كه پس از لغو امتياز روزنامه شرق صورت گرفت نيز از ديگر رويدادهاي اين سال بود كه در ماه مهر به وقوع پيوست.
در ماه بهمن قرارداد استخدام مستشاران مالي امريكايي براي وزارت ماليه به تصويب مجلس رسيد. در ماه اسفند شاهد سقوط كابينه 7 ماهه مستوفي‌‌الممالك و به قدرت رسيدن سپهدار تنكابني بوديم.

حوادث سال 1290
مهمترين رويداد فروردين اين سال قيام مردم اصفهان در اعتراض به قحطي و كمبود نان و حمله خشمگينانه آنان به بلديه و غارت اموال آن ساختمان بود. در اين حادثه رئيس بلديه نيز به دست مردم خشمگين به قتل رسيد. در ارديبهشت اين سال مورگان شوستر كه براي سامان دادن به امور مالي كشور استخدام شده بود به اتفاق 16 نفر همراه خود وارد تهران شد. او در ماه بعد براي تسهيل وصول ماليات اقدام به تشكيل يك نيروي نظامي با عنوان “ژاندارمري خزانه ” نمود.
در تيرماه 1290 محمد‌علي شاه به اتفاق برادرش ملك‌منصور ميرزا ـ شعاع‌السلطنه ـ با مقادير زيادي اسلحه و سپاه نظميه براي تصرف تهران وارد منطقه گمش تپه ـ در نزديكي استرآباد گرگان ـ شد. در پي اين رويداد كه به شكست قواي محمد‌علي شاه انجاميد روز هشتم مرداد مجلس شوراي ملي براي قتل شاه و برادرش جايزه تعيين كرد. مورگان شوستر نيز اقدام به اجراي حكم توقيف اموال شعاع‌السلطنه برادر شاه كرد. اما با مقاومت نظاميان روسيه روبرو شد. روسها سپس نيروهاي تحت فرمان شوستر را به حمله عليه يك ژنرال روس متهم كردند و در پي چند رشته مشاجره با مسئولان دولت و مجلس، در هشتم آبان اين سال يك ضرب‌الاجل 48 ساعته براي اخراج مورگان شوستر از ايران تعيين كردند. اين تهديد ابتدا از سوي نمايندگان مجلس رد شد اما نظاميان روسيه در مرحله اول، از رشت و تبريز به سوي قزوين براه افتادند تا در مراحل بعد به تهران هجوم آورند.
مشكل اصلي روسها با مورگان شوستر يكي اختيار قواي ژاندارمري تحت فرمان وي براي ورود به همه جاي ايران از جمله “منطقه نفوذ روسيه ” در شمال ايران و ديگري انتصاب يك وابسته نظامي سفارت انگلستان در تهران به فرماندهي اين قوا بود. روسها اين انتصاب و اختيارات حاصل از آن را مخالف روح قرارداد 1907 روس و انگليس مي‌دانستند و با اشاره به واقعه پناه بردن مشروطه‌‌خواهان به سفارت انگليس، انگليسي‌ها را به حمايت از مليون ايران عليه روسيه متهم كرده بودند. در آن زمان دولت روسيه به موجب قراردادهاي قرضه 1900 و 1902 درآمد گمركات ايران به استثناي بنادر خليج فارس را به وثيقه برداشته و به مستشاران بلژيكي دستور داده بود، قبلاً حق‌السهم آن دولت را از عوايد مزبور برداشت نموده و بقيه آن را به دولت ايران بپردازند. به موجب قانوني كه شوستر وضع كرده بود، گمركات بايد به خزانه دولت ايران وارد و سپس حق‌السهم دولتهاي خارجي پرداخت گردد. اين امر روسها را خشمگين كرد و شوستر بدون واهمه از خشم روسها به مدد قواي ژاندارمري كه خود آن را ايجاد كرده بود، قصد اخذ مالياتها را داشت. البته انگليسي‌ها هم كليه گمركات جنوب را در گرو قرضه‌اي به مبلغ يك ميليون و 250 هزار ليره كه بانك شاهي در 8 مه 1911 به دولت ايران داده بود در اختيار داشتند. ولي آنان به دليل در اختيار داشتن فرماندهي ژاندارمري و نياز شوستر به همكاري سفارت انگلستان چندان نگران رفتار شوستر نبودند.15
در كشاكش مشاجره روسها با دولت و مجلسيان ايران از يكسو علماي حوزه‌هاي علميه نجف و كربلا تهديدات روسيه را محكوم كردند و از جانب ديگر صدها نفر از علما و روحانيون عراقي براي ابراز حمايت خود از مردم ايران در برابر تهديدات روسيه، وارد كرمانشاه شدند. در اين اثنا دولت روسيه بي‌اعتنا به ابعاد بحران موجود در 24 آبان مجدداً تهديد كرد چنانچه ظرف 6 روز مورگان شوستر از ايران اخراج نشود، 4 هزار نظامي تازه نفس خود را به تهران اعزام خواهد كرد. در پاسخ به اين تهديد صمصام‌السلطنه رئيس‌الوزرا مايل به پذيرفتن درخواست روسها و ختم بحران بود اما با مقاومت مجلس روبرو شد. در مرحله بعد يپرم خان ارمني رئيس نظميه نمايندگان مجلس را براي پذيرش درخواست روسها و تسليم شدن در برابر تهديداتشان، تحت فشار قرار داد. در نتيجه مجلس متعاقب تهديد نظميه تسليم شد و مورگان شوستر در آخرين روز آبان از مقامش عزل گرديد.
اين رويداد دامنه‌درگيريهاي مردم عليه نظاميان روس را در شهرهاي مختلف شدت بخشيد. قزوين، رشت، تبريز، گيلان و مشهد صحنه شديدترين اين درگيريها بود. از سوي ديگر فشار يپرم خان به نمايندگان مجلس براي به تسليم واداشتن آنان در برابر روسيه، سبب بحران شديدي ميان نظميه و مجلس شد. نمايندگان به شكل توهين‌آميزي توسط نظميه اخراج و درهاي ورودي مجلس توسط مأموران نظميه قفل و مهرو موم شد و با اين رويداد ديكتاتوري ناصرالملك نايب‌السلطنه و صمصام‌السلطنه بختياري رئيس‌الوزرا تحت حمايت ارتش روسيه آغاز گرديد. در مرحله بعد مشهد و تبريز به تصرف قزاق‌هاي خشمگين روس درآمد و بازداشت و تبعيد ناراضيان از جمله نمايندگان مجلس، روزنامه‌نگاران و رجال سياسي كشور در سطح گسترده‌اي آغاز گرديد. روس‌ها سپس در شهرهاي اشغالي دست به جنايات فراواني زده و از جمله ميرزا‌علي آقا ثق?‌الاسلام مجتهد بزرگ تبريز را همراه با 7 مبارز نامدار اين شهر در دهم دي كه مصادف با روز عاشوراي 1329 ق بود، به دار آويختند.16
گفته مي‌شود كه ثق?‌الاسلام تبريزي روز تاسوعاي حسيني پس از آنكه توسط روسها بازداشت شد به كنسولگري روسيه در تبريز برده شد. سپس كنسول از او خواست تا نامه‌اي را امضا كند و گواهي دهد كه نخست مجاهدان تبريز به روي ارتش روسيه آتش گشودند و جنگ را آغاز كردند و روس‌ها براي حفظ اتباع خود، ناچار به جنگ و تصرف تبريز شدند. ثق?‌الاسلام حاضر به دادن گواهي دروغ نگرديد و چون از وي خواستند گواهي كند تا هنگامي كه دولت ايران قادر به حفظ امنيت آذربايجان نيست،‌توقف ارتش تزاري در تبريز ضروري است، پاسخ داد كه “شما آذربايجان را تخليه كنيد من قول مي‌دهم كه امنيت كامل در اينجا برقرار شود. “17

حوادث سال 1291
نظاميان روس در ادامه جنايت خود روز 10 فروردين اين سال بارگاه امام هشتم (ع) را به توپ بستند. در پي اين حادثه سردرها و گلدسته‌هاي حرم خراب شدند و خزانه حضرت نيز غارت گرديد ودست كم 200 نفر از زائران نيز به شهادت رسيدند.18 كشته شدن يپرم خان رئيس نظميه در جنگ با قواي سالارالدوله در حوالي كرمانشاه ـ 26 خرداد ـ و نيز رحلت شيخ‌ عبدالله مازندراني مدرس حوزه علميه نجف و از علماي عصر مشروطيت ـ 22 آبان ـ از ديگر رويدادهاي سال 1291 بود.
در 11 بهمن اين سال هيأت افسران سوئدي كه پس از مرگ يپرم‌خان براي اداره امور نظميه استخدام شده بودند، وارد تهران شدند و در 14 بهمن امتياز راه‌آهن جلفا به تبريز در غياب مجلس به بانك استقراضي روسيه كه شعبه‌اي از وزارت ماليه آن كشور بود اعطا شد. سه روز بعد امتياز راه‌آهن جلفا به تبريز نيز درغياب مجلس به انگلستان واگذار شد.
در آخرين روزهاي اسفند نظميه تهران با سازماندهي جديد توسط كلنل “وستد ” سوئدي تأسيس و آغاز به كار كرد. در اين روز از سوي نامبرده دستور استخدام 500 “آژان ” براي تهران صادر شد.

حوادث سال 1292
در تير ماه اين سال نظميه جديد ايران توسط مأموران سوئدي پايه‌ريزي شده و در مرداد اين سال به دنبال بركناري صمصام‌ا‌لسلطنه بختياري از رياست وزراء، 19 درگيري سختي ميان مأموران دولت با قواي بختياري مستقر در تهران به وقوع پيوست. اين درگيري كه صد كشته از طرفين و مردم بر جاي گذاشت، پس از آن به وقوع پيوست كه بختياريها درخواست دولت براي خلع سلاح را رد كردند. در ماه شهريور وزير مختار انگليس در تهران طي يادداشت شديد‌اللحني به وزارت خارجه ايران از تعرض مداوم مردم به كاروانهاي انگليسي در جنوب ايران شكايت كرد.در ماه بهمن نظاميان روسيه دركشاكش جنگ اول جهاني با هدف رويارويي با نظاميان عثماني كه در شهرهاي آذربايجان غربي مستقر بودند، وارد اين مناطق شدند و آنها را مغلوب و تار و مار كردند. اما خود در آذربايجان باقي ماندند و اين منطقه را در اشغال خود نگاه داشتند.

حوادث سال 1293
در 30 تير اين سال مراسم جشن تاجگذاري احمدشاه قاجار كه به سن قانوني رسيده بود از طريق استقراض از انگلستان برگزار شد. اين مراسم يك سال پس از ازدواج احمد شاه و سه هفته پس از شروع جنگ اول جهاني برگزار گرديد. 100 روز پس از اين مراسم دولت مستوفي‌الممالك بيطرفي ايران را در جنگ اعلام كرد. درخواستي كه با بي‌اعتنائي دولتهاي درگير در جنگ مواجه شد. موضوع بيطرفي ايران در جنگ يكبار نيز در سيزدهم آذر اين سال در اجلاس افتتاحيه مجلس سوم مورد تأكيد احمد شاه قرار گرفت. اين در حالي بود كه در ماه دي نيروهاي عثماني از مرزهاي غربي كشور وارد تبريز و اروميه شدند. در پي اين دخالت، روسيه و انگلستان پيمان موسوم به معاهده 1915 را به بهانه مقابله با عثماني‌‌ها و با هدف توسعه قلمرو نفوذ خود در ايران با يكديگر به امضا رساندند. 20 دولت مستوفي‌الممالك تحت تأثير اين حوادث و تبعات آن تاب مقاومت نياورد و در اسفند اين سال سقوط كرد.
در سالهاي جنگ اول جهاني،‌ايران به عرصه تهاجم نظامي و سياسي و تبليغاتي روسيه و انگليس و آلمان و عثماني تبديل شد. كنسولگريهاي اروپا در شهرهاي ايران به دژهاي مسلح بيشتر شباهت داشتند تا اقامتگاههاي نمايندگان سياسي. از كنسولگري روس 200 قزاق و 50 سرباز پياده، از كنسولگري انگليس 100 سرباز انگليسي و 50 سرباز هندي و از كنسولگري آلمان دهها نظامي آلماني محافظت مي‌كرند.21
در سال 1293 ايران به آينده‌اي مبهم و نوميدانه به خاطر اشغال كشور توسط نيروهاي بيگانه تن داده بود. انگليسي‌ها و روسها در اين سال كه سال آغازين جنگ اول جهاني بود، با رؤساي قبائل مراوده مستقيم داشتند بر راههاي اصلي كشور نظارت مي‌كردند و در شهرهاي شمالي و جنوبي ايران سربازخانه داشتند.22
‌مرگ ستارخان سردار مشروطيت از ديگر حوادث سال 1293 بود. جسد وي بنابر وصيتش در باغ طوطي حضرت عبدالعظيم به خاك سپرده شد.
حوادث سال 1294
در خرداد اين سال قواي روس از قزوين به سوي تهران به راه افتادند و در ماه مرداد قواي انگليس بوشهر را به اشغال خود درآوردند. در ماه شهريور رئيس علي دلواري در جريان مقاومت دليرانه تنگستاني‌‌ها در برابر پيشروي نظاميان انگليسي به شهادت رسيد.23
نظاميان روس از يكسو پس از اشغال شهر كرج به سمت تهران به راه افتادند و از سوي ديگر ستونهائي از آنها جداگانه از مرزهاي شمالي كشور گذشته وارد شهر انزلي شدند، با نزديك شدن قواي روس به تهران احمد شاه تصميم گرفت پايتخت را به اصفهان انتقال دهد. مهاجرت عده زيادي از علما و نمايندگان مجلس به قم نيز كه در اعتراض به مداخلات قواي بيگانه صورت گرفت، موجب شد مجلس از اكثريت بيفتد و تعطيل شود.
در ماه آذر نظاميان روسيه شهر ساوه و در ماه دي شهرهاي قم و كاشان را به اشغال خود درآوردند. در همين ماه متعاقب اتحادي كه ميان كنسول آلمان با عشاير قشقايي و تنگستاني بوجود آمده و شيراز را از اشغال انگليسي‌ها خارج كرده بود، دولت انگليس تصميم گرفت نيروئي مشابه قزاق‌هاي روس در جنوب ايران تحت نام “پليس جنوب “24 بوجود آورد. در آن زمان نيروي قشقائي به كمك ژاندارمري و حمايت سفارت آلمان به تدريج استان فارس را به تصرف خود درآورده بودند.
پليس جنوب سرانجام در ماه اسفند با نام اختصاري “S.P.R ” شكل گرفت.25 همزمان با آن نظاميان روسيه تا اصفهان پيشروي كردند و اين شهر را نيز به اشغال خود درآوردند.
از ديگر رويدادهاي سال 1294، انتشار نشريه “كاوه ” در برلين به مديريت سيدحسن تقي‌زاده بود. اولين شماره اين نشريه كه لائيسم و روشنفكري در مشروطيت را تبليغ مي‌كرد،26 در سوم بهمن 1294 منتشر شد اما از شهريور سال بعد به صورت روزنامه درآمد.
حوادث سال 1295
دولت سپهسالار اعظم در اوج درماندگي در برابر تهاجم قواي روس و انگليس به شهرهاي كشور در ارديبهشت اين سال در ازاء دريافت 200 هزار تومان در ماه از دولت انگليس، موافقت كرد اداره امور مالي كشور و كنترل قشون ايران به آنها سپرده شود. دولت همچنين با درخواست مسكو و لندن براي تشكيل نيروي قزاق در شمال و پليس جنوب موافقت كرد. در سايه اين توافق‌ها ژاندارمري منحل گرديد و كليه افسران سوئدي و ايراني آن كه به طرفداري از آلمان شهرت داشتند بركنار شدند و براي حفاظت راهها نيروئي مركب از سه هزار نفر از بقاياي ژاندارمها به نام “امنيه ” تشكيل گرديد. از اين تاريخ اوضاع سياسي ايران به نفع متفقين تغيير كرد.27 اين توافقها و تصميمات در شرائطي صورت گرفت كه نيروهاي عثماني در ماه مرداد، از مرزهاي غربي وارد كشور شدند و ابتدا همدان و سپس قزوين را به تصرف خود درآوردند. در برابر اين مشكلات، سپهسالار اعظم سقوط كرد و وثوق‌الدوله مأمور تشكيل كابينه شد.
از رويدادهاي مهم سال 1295، تشكيل مجموعه‌اي تروريستي در ايران به نام “كميته مجازات ” بود. اين كميته در دهم شهريور اين سال و در بحبوحه جنگ اول جهاني توسط افرادي چون ابراهيم خان منشي‌زاده، اسدالله خان ابوالفتح‌زاده و محمد‌نظر خان مشكو?‌الممالك و … كه بعضاً جزو مشروطه‌خواهان بوده و عمدتاً از حمايت جناح افراطي فرقه دمكرات برخوردار بودند، تأسيس شد.
هدف اعلام نشده از تشكيل اين كميته، ايجاد بحران در كشور با هدف فراهم ساختن زمينه تأسيس يك حكومت مقتدر و برخوردار از حمايت بيگانه در كشور و ترور مخالفين اين تفكر بود. فراماسون‌ها نيز در پس اين تفكر قرار داشتند. 28
در آن زمان براي اكثر صاحبنظران روشن بود كه انگليسي‌ها در پس هرج و مرج‌ها و بحران‌سازيهاي داخل كشور قرار داشتند.
به واقع انگليسي‌ها نه در قيد مشروطه ايران بودند و نه خود را مقيد و مكلف به حمايت از اين نظام سياسي مي‌دانستند. تنها چيزي كه براي آنان اهميت داشت، مهار روسيه و مات كردن آن در شطرنج سياست ايران بود. با مشروطه اين نيت عملي شد و انگليس در دوره نخست‌ مشروطه به منظور حفظ هندوستان، و در دوره دوم به منظور حفظ سيطره خود بر منابع نفتي ايران از بحران‌سازي و هرج و مرج در كشور حمايت كرد. براي انگليس وضعيت مطلوب در مورد ايران از دو حال خارج نبود: يا هرج و مرج و يا استقرار دولت دست نشانده. وقتي هم روسيه تزاري از بين رفت، ديگر نيازي به هرج و مرج نبود و بايد دولتي وابسته، منافع امپراتوري را تضمين مي‌كرد و اين هم با استقرار سلطنت پهلوي به نتيجه رسيد.29
به هر حال كميته مجازات در دوران وثوق‌الدوله سركوب و اعضاي آن به اعدام، زندان و يا تبعيد محكوم شدند.30 هر چند تفكر آنان تا زمان به ثمر رسيدن كودتاي رضاخان باقي ماند.
از ديگر رويدادهاي سال 1295 درگيري خونين نظاميان انگليس با مدافعين شهر كازرون در دي ماه بود. در ماه اسفند نيز نظاميان روسيه شهر كرمانشاه و سپس همدان را به اشغال خود درآوردند. در هفدهم اسفند اين سال شيخ محمدخياباني حزب دمكرات آذربايجان را در تبريز بنيان نهاد.
حوادث سال 1296
در ابتداي اين سال وثوق‌الدوله رئيس‌الوزرا با تشكيل يك سپاه 11 هزار نفره مركب از نظاميان انگليسي و هندي در جنوب ايران تحت نام “سپاه جنوب ” موافقت كرد. انگليسي‌ها اين نيرو را در شرائطي تشكيل دادند كه در روسيه به تازگي انقلاب بلشويكي به پيروزي رسيده و عده زيادي از نمايندگان مجلس و رجال دولتي و روزنامه‌نگاران اين پيروزي را به دوماي روسيه تبريك گفته بودند. در اين سال ايران حكومت جديد روسيه را به رسميت شناخت و لنين رهبر كمونيست اين كشور اعلام كرد عهدنامه‌هاي سري تزارها كه بر ايران تحميل شده باطل است و قشون روس به زودي خاك ايران را ترك خواهد كرد.
همزمان با اعلام نظر لنين راجع به خروج قشون روس از ايران “لئون تروتسكي ” كميسر امور خارجه روسيه بلشويكي نيز طي يادداشتي كه براي سفارت ايران در “سن‌پطرزبورگ ” فرستاد، قراردادهاي 1907 و 1915 منعقده ميان روسيه و انگلستان را باطل خوانده و عزم كشورش براي خارج ساختن نيروهاي نظامي روس از صفحات شمالي ايران را اعلام كرد. اين تصميم در اوج جنگ داخلي روسيه ميان بلشويكها و مخالفين اتخاذ شد و هدف از آن تقويت جبهه جنگ عليه مخالفين بود. يك ماه پيش از اين تروتسكي در آذر 1295 نيز طي نطقي خطاب به اجتماعي از كارگران روسيه، ابطال پيمانهاي مذكور را اعلام و بر استقلال ايران تأكيد كرده بود. با اين حال تا پايان رسمي جنگ اول جهاني از خروج روسها از ايران خبري نبود حتي حملات نظاميان آنان در شهرهاي ايران خاتمه نيافت و قصر شيرين، همدان، سنندج و بعضي شهرهاي استان آذربايجان توسط قزاق‌هاي روس مورد حمله و غارت قرار گرفت. اين در حالي بود كه “براوين ” اولين فرستاده دولت بلشويكي در بهمن اين سال وارد تهران شد تا تصميم دولت متبوع خود دائر بر لغو قراردادهاي ظالمانه ميان تزارهاي روس و دولتهاي پيشين ايران را به اطلاع مقامات تهران برساند. 31 در همين اثنا رضاخان به تدريج با حمايت و راهنمائي نظاميان روسي و انگليسي فرماندهي قزاق‌هاي داخل ايران را بر عهده گرفت. در شرائطي كه مردم تهران در تظاهرات اسفند ماه خود در ميدان توپخانه مداخلات انگليس و روسيه در امور داخلي ايران را محكوم كردند تا پايان سال 1296 از خروج نظاميان روسي از كشور و يا انحلال پليس جنوب كه خواست مردم ايران بود، خبري نبود. حتي به وضوح مشخص بود كه نظاميان انگليسي با انتشار زمزمه خروج روسها از كشور، خود را براي تصرف نواحي شمالي ايران آماده مي‌كردند. آنان در ماه اسفند شهر قزوين را به اشغال خود درآوردند و وزير مختار آن كشور به رئيس‌الوزرا اطلاع داد دولت متبوع وي فعلاً تصميمي براي انحلال پليس جنوب ندارد و در صورت لزوم نيز، تنها به شرط ادغام نيروهاي اين سازمان در ارتش ايران حاضر به انحلال اين تشكيلات خواهد بود.
از جمله مهم‌ترين رويدادهاي سال 1296 تأسيس “لژ بيداري ايرانيان ” در 19 ربيع‌الاول سال 1326 در تهران بود. اين شبكه اولين شعبه رسمي ماسوني در ايران و مكمل تشكيلاتي بود كه پيش از آن با نام “مجمع آدميت ” تحت نظر ميرزا ملكم خان قاجار شكل گرفته و در سراسر كشور توسعه يافته بود. از آنجا كه ملكم خود در دوران ناصرالدين‌شاه اولين شبكه فراماسونري ايران را به تقليد از “گرانداوريان ” فرانسه و با نام “فراموشخانه ” بوجود آورده بود، او را مؤثرترين عامل در ترويج شبكه فراماسونري در سالهاي قبل و پس از مشروطيت مي‌شمارند.
لژ بيداري ايرانيان با عضويت افرادي چون دبيرالملك شيرازي، محمد‌علي ذكاءالملك فروغي، سيدحسن تقي‌زاده، سيدنصرالله تقوي، اردشير جي و ميرزا صادق‌خان اميري فراهاني (اديب‌الممالك) شكل گرفت.32

سال 1297
با اوجگيري درگيريهاي نظاميان انگليس با مردم در نواحي جنوبي كشور، در خرداد اين سال روحانيون فارس، مردم را به قيام عليه قواي انگليس دعوت كردند.
اين دعوت متعاقب صدور فرمان جهاد عليه قواي انگليس از سوي آيت‌الله سيد عبدالحسين لاري از علما و مراجع برجسته عصر مشروطه صورت گرفت. او در اين فتوا نيروهاي انگليسي را “كفار حربي ” خواند و جهاد با آنان را واجب دانست و تأكيد كرد كه “هر كه از جهاد روي برتابد مردود جامعه ايراني است و زن در خانه بر او حرام خواهد شد و هركس در اين جنگ كشته شود شهيد خواهد بود.33
اين فتوي سبب قيام صولت‌الدوله قشقائي و اتحاد وي با ناصر ديوان كازروني و بسيج 6 هزار مجاهد عليه انگليس گرديد. اين اتحاد اگر چه در مراحل اول با پيروزي مجاهدين بر قواي انگليسي در شهرهاي جنوبي كشور همراه بود، ولي تلاش انگلستان براي ايجاد شكاف ميان دو نيروي متحد از يكسو و در ميان قشقائي‌ها از جانب ديگر قواي آنان را تجزيه كرد و مانع از شكست انگليسي‌ها در جنوب شد.34
انگليسي‌ها در خرداد ماه 1297نيروهاي خود را به انزلي و رشت اعزام كردند و با تقويت تدريجي قواي خود،‌در ماه مرداد با قواي تحت فرمان ميرزا كوچك‌خان جنگلي درگير شدند و آنان را از رشت بيرون راندند. از ديگر رويدادهاي اين سال، محاكمه و مجازات اعضاي كميته مجازات بود. كميته‌اي كه در شهريور 1295 تشكيل شده بود. از جمله رويدادهاي مهم اين سال اعلام پايان رسمي جنگ اول جهاني توسط سفارتخانه‌هاي متفقين بود. در پي اين اعلام دولت عثماني به وثوق‌الدوله نخست‌وزير اطلاع داد قشون كشورش را به طور كامل از ايران خارج كرده است. دولت انگليس فرماندهي پليس جنوب را به دولت ايران واگذار كرد و دولت جديد بلشويكي بخش عمده نظاميان روس را از ايران خارج كرد. تنها عده قليلي از نظاميان روس كه به نيروهاي ضد انقلاب ـ روس‌هاي سفيدـ معروف شده بودند، در ايران باقي ماندند.

حوادث سال 1298
در اين سال از يكسو تيمور تاش حكمران گيلان شد و به جان نهضت جنگل افتاد و از جانب ديگر قزاق‌هاي مسلح وارد گيلان شدند تا رشت را از وجود جنگلي‌ها پاك سازند. در اين سال صدمات شديدي به نهضت ميرزا كوچك‌خان جنگلي وارد آمد. امضاي پيمان 1919 ميان وثوق‌الدوله و “سرپرسي كاكس ” وزير مختار انگلستان و سپس ورود فرستادگان نظامي و مالي انگليس براي اداره ارتش و امور مالي ايران از ديگر رويدادهاي مهم سال 1298 بود.
اين قرارداد در 18 مرداد 1298 و در شرايطي كه احمد شاه قاجار در آخرين ماههاي حكومت خود فاقد هرگونه نفوذ سياسي در كشور بود و سلسله قاجار در آستانه انقراض قرار داشت، با نخست‌وزير وقت ايران ـ وثوق‌الدوله ـ به امضاء رسيد. به موجب ايران قرارداد كليه تشكيلات نظامي و مالي ايران تحت نظارت انگليسي‌ها قرار مي‌گرفت و امتياز راه‌آهن و راه‌هاي شوسه ايران نيز به آنها واگذار مي‌شد. پس از امضاي اين قرارداد، بين وثوق‌الدوله و “سرپرسي كاكس ” وزيرمختار انگليس، كه خبر آن محرمانه نگاه داشته شده بود، انگليسي‌ها منتظر تصويب قرارداد از طرف مجلس ايران نمانده و يك هيأت نظامي به رياست ژنرال “ديكسون ” و يك هيأت مالي به رياست “آرميتاژ اسميت ” براي تشكيل سازمان جديد ارتش ايران و اداره امور ماليه كشور به ايران فرستادند.
قرارداد 1919 كه ايران را عملاً تحت الحمايه انگلستان قرار مي‌داد با مخالفت شديد افكار عمومي مواجه شد و به تصويب مجلس نرسيد. حتي احمد شاه قاجار نيز تحت تأثير مخالفت‌هاي گسترده مردم، حاضر نشد اين قرارداد را تأييد كند. وثوق‌الدوله با فشار افكار عمومي در چهارم تير 1299 استعفا داد و مشيرالدوله ـ جانشين وي ـ قرارداد را لغو و عذر مستشاران انگليسي را خواست.
گفته مي‌شود وقتي وثوق‌الدوله اين قرارداد را به مجلس چهارم كه به تازگي تشكيل شده بود برد، لنين رهبر انقلاب بلشويكي گفت: “انگليس، ايران را اسير كرد “35 اين پيمان كه خشم آمريكا و روسيه را به همراه داشت اداره امور مالي و نظامي ايران را به طور كامل تحت فرمان مستشاران انگليسي در مي‌آورد. 36 اين اعلاميه با مخالفت گسترده رجال سياسي، طيفي از نمايندگان متعهد مجلس از جمله مرحوم مدرس و مردم مواجه گرديد. حتي “جامعه ملل ” نيز حاضر نشد آن را به رسميت بشناسد. 37 در چنين شرايطي احمد شاه قاجار ايران را به قصد اروپا ترك گفت و در بيش از نيمي از سال در كشور حضور نداشت. در آخرين روز آذر اين سال ايران به جامعه ملل پيوست.

حوادث سال 1299
سال 1299 پرحادثه‌ترين سال در مقطع 15 ساله مورد نظر محسوب مي‌شود. در فروردين اين سال قيام شيخ محمد‌ خياباني در تبريز آغاز و منجر به تصرف اين شهر گرديد. در ماه ارديبهشت شهر انزلي شاهد جنگهاي خونين بلشويكها با روسهاي سفيد و حاميان انگليسي آنها بود. در ماه خرداد ميرزا كوچك‌خان جنگلي با اعلام جمهوري در رشت، اين شهر را به تصرف خود درآورده و آن را پايگاه خود ساخت.
انگليسي‌ها از طريق وثوق‌الدوله خيلي سعي كردند تا قيام جنگل را با مذاكره و بدون خشونت حل و فصل كنند. اما اين تلاشها سودي نبخشيد.38
در آخرين روز خرداد اين سال حزب كمونيست ايران در بندر انزلي و بر روي عرشه يك كشتي روسي اعلام موجوديت كرد.39 در ماه تير از يكسو قيام اسلامي مرم عراق به رهبري آيت‌الله ميرزاي شيرازي به وقوع پيوست و از جانب ديگر شاهد سقوط كابينه وثوق‌الدوله و اخراج خانواده سلطنتي از تبريز توسط حاميان شيخ محمد خياباني بود.در ماه مرداد جنگهاي خونين ميان قزاق‌ها و انقلابيون جنگل درگيلان و مازندران به وقوع پيوست و در ماه شهريور شيخ محمد خياباني توسط قزاق‌ها به شهادت رسيد.40
شيخ محمد‌خياباني از روحانيون برجسته تبريز و امام جماعت اين شهر بود و مرگ وي را نيز بايد در فهرست ترورهاي هدفمند و برنامه‌ريزي شده‌اي به حساب آورد كه در سالهاي ميان جنبش مشروطيت تا كودتاي رضاخان، از جانب دولتهاي وابسته به بيگانه و يا عوامل آنها طراحي شده و يك يك چهره‌هاي مؤمن و مؤثر درنهضت مردم را هدف قرار داده بود.
در ماه مهر با خروج نظاميان روسي از نواحي شمالي ايران ژنرال آيرونسايد انگليسي به سمت نواحي شمالي به حركت درآمد و براي بركناري فرمانده روسي قزاق‌ها دولت مشيرالدوله را تحت فشار قرار داد. اين تهديد سبب استعفاي مشيرالدوله در ماه آبان و به قدرت رسيدن دولت سپهدار رشتي و تسليم اين دولت در برابر فشار انگليسي‌ها و سپس اخراج استاروسلسكي فرمانده روسي قزاق‌ها و بسياري ديگر از صاحب‌منصبان روسي از ايران شد.در همين ماه بود كه آيرونسايد در بازديد از اردوگاه قزاق‌ها در قزوين، جسارت و توانائي رضاخان پهلوي را مورد تمجيد قرار داد.41 در ماه آذر دولت انگليس در يادداشت شديد اللحني به دولت ايران خواستار واگذاري مسئوليت فرماندهي قزاق‌ها به افسران انگليسي شد. در ماه دي شاهد مرگ آيت‌الله سيد محمد طباطبايي از رهبران روحاني قيام مشروطه و همچنين استعفاي سپهدار اعظم رشتي از مقام رئيس‌الوزرائي كشور بوديم. در پي اين استعفا ميرزا حسين‌خان مستوفي‌الممالك و سلطان عبدالمجيد ميرزا عين‌الدوله نيز دعوت احمد‌شاه قاجار براي تشكيل كابينه را به علت مشكلات سياسي كشور رد كردند. در نتيجه در ماه بهمن سپهدار اعظم رشتي به درخواست عده زيادي از نمايندگان مجلس مجدداً به رئيس‌الوزرائي منصوب شد. در اين ماه ژنرال آيرونسايد انگليسي حمايت خود را از قدرت گرفتن رضاخان در كشور اعلام كرد. اين حمايت در اسفندماه سبب حركت قواي قزاق از قزوين به سمت كرج و تهران و وقوع كودتاي نظامي رضاخان شد. رضاخان با تصرف كلانتريها، وزارتخانه‌ها و اماكن دولتي، دولت سپهدار اعظم را برانداخت و حكم رئيس‌الوزرائي سيد ضياءالدين طباطبايي مدير روزنامه رعد را از احمد شاه قاجار گرفت. او با برقراري حكومت نظامي در سراسر كشور و براه انداختن موج بي‌سابقه‌اي از بازداشتها و سركوب مخالفين و در غياب مجلس آخرين تير را بر پيكر نيمه‌جان مشروطيتي كه جز نامي از آ‌ن باقي نمانده بود، شليك كرد. آغاز حكومت رضاخان مرگ قطعي مشروطيت بود.
مقاله را با رهنمودي از امام بزرگوارمان آغاز كرديم و با رهنمودي ديگر از آن امام عزيز به پايان مي‌بريم:
“… همه دست در دست يكديگر بدهندتا انقلاب محفوظ بماند و مثل زمان مشروطيت نشود كه آنها كه اهل كار بودند مأيوس بشوند و كنار بروند. در زمان مشروطيت همين كار را كردند و مستبدين آمدند و مشروطه‌خواه شدند و مشروطه‌خواهان را كنار زدند… “42

احمد ساجدي
پانوشت‌ها:
1ـ اولين سفر مظفرالدين شاه به اروپا روز 23 فروردين 1279 آغاز شد و 7 ماه به طول انجاميد. او در اين سفر از روسيه، اتريش، سوئيس، آلمان، بلژيك، فرانسه و تركيه ديدن كرد. دومين سفر او روز 22 فروردين 1282 شروع شد و 6 ماه به طول انجاميد. در اين سفر نيز وي از اتريش، آلمان، بلژيك، فرانسه، ايتاليا و انگلستان ديدار كرد. مسافرت سوم شاه به اروپا نيز 16 خرداد 1284 آغاز شد و 4 ماه به درازا كشيد ـ سايت مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي
2ـ انقلاب 1905 توسط هزاران كارگر اعتصابي و متعاقب انتشار خبر شكست روسيه در جنگ عليه ژاپن به وقوع پيوست و نقطه اوج آن، قتل عام كارگران در 22 ژانويه 1905 بود. اين حادثه كه در مقابل قصر تزار نيكلاي دوم به وقوع پيوست در تاريخ روسيه به عنوان “يكشنبه خونين ” نامگذاري شده است. كشتار مذكور زمينه يك انقلاب را در سراسر روسيه به وجود آورد كه ثمره آن تن دادن تزار به تشكيل مجلس نمايندگان موسوم به “دوما ” بود.
3ـ دوما عنوان مجلسي است كه تزار نيكلاي دوم در 19 اوت 1905 در يك عقب‌نشيني در برابر انقلاب مردم روسيه، فرمان تأسيس آن را صادر كرد. دوما اولين پارلمان منتخب مردم روسيه بود كه پس از 4 قرن سلطه مطلق تزارها بر اين كشور تأسيس مي‌شد. جلسات دوما عملاً از 1906 شروع شد و تا 1917 كه سلطه تزارها بر روسيه ادامه داشت، عليرغم افت و خيزهاي فراوان ادامه داشت.
4ـ جنبش تحريم تنباكو،‌قيام روحانيت به رهبري ميرزاي شيرازي عليه واگذاري انحصار كشت، جمع آوري، بسته‌بندي، قيمت‌گذاري، عرضه و فروش تنباكو به يك كمپاني انگليسي بود. اين قيام در 1270 شمسي و در دوران ناصرالدين‌شاه قاجار به وقوع پيوست. نهضت مشروطه 14 سال پس از شكل‌گيري قيام تحريم تنباكو آغاز شد.
5ـ در آن زمان حكومت انگلستان همزمان با تضعيف دولت روسيه تزاري تلاش داشت تا با نفوذ در دل نهضت مشروطه،‌خود را تكيه‌گاه مردم نشان دهد. هدف نهائي انگليسي‌ها كنترل نهضت و هدايت ‌آن به سمت مقاصد دربار لندن بود. سردنيس رايت سفير سابق انگليس در ايران در خاطرات خود در موارد متعددي به برنامه‌ريزي دولت متبوع خود براي تبديل كردن سفارتخانه و كنسولگري‌هاي كشورش در ايران به “مأمن ” و “پناهگاه ” مشروطه‌خواهان اشاره كرده است. كتاب “ايرانيان در ميان انگليسي‌ها ” ـ دنيس رايت ـ ترجمه كريم امامي ـ انتشارات نشر نو ـ 1365 ـ صص 384 ـ 372.
6ـ تاريخ جديد سياسي؛ انتشارات هفته، محمود مهرداد، ص 255.
7ـ روزنامه جمهوري اسلامي؛ 8/1/1363.
8ـ روزنامه جمهوري اسلامي؛ همان.
9ـ سايت مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي.
10 ـ علماي مجاهد، مركز اسناد انقلاب اسلامي، محمد حسن رجبي، ص 530.
11ـ پس از پناهنده شدن محمد‌علي شاه به باغ سفارت روسيه در زرگنده، فاتحان تهران در ميدان بهارستان مبادرت به تشكيل شورائي كردند. اين شورا محمد‌علي شاه را از سلطنت خلع و فرزند 12 ساله‌اش احمد‌ميرزا را به سلطنت برگزيد. يك شوراي 22 نفره نيز تا رسيدن احمد شاه قاجار به سن قانوني، رياست دولت را بر عهده گرفت. روسها نيز متعاقباً محمد علي شاه را در هفتم مهر 1288 از ايران خارج ساختند و وي را از طريق بندر اُدسا به روسيه انتقال دادند. او سپس از آنجا رهسپار اروپا گرديد. طبق توافق، قرار شد دولت ايران سالانه يكصد هزار تومان به محمد‌علي شاه و خانواده‌اش پرداخت كند و در عوض او هم املاكش را به دولت واگذار نمايد و جواهرات سلطنتي را پس دهد.
12ـ اولين شماره روزنامه شرق به مديريت سيد ضياءالدين طباطبائي در هفتم مهر 1288 اندكي پس از فتح تهران منتشر شد. اين روزنامه در 4 صفحه و به دو زبان فرانسه و فارسي و با همكاري چهره‌هائي مانند علي‌اكبر داور و دكتر حسين كهال انتشار يافت. اين روزنامه پس از نشر 64 شماره آن به دليل توهين به مجلس توقيف شد. هزينه “شرق ” توسط زرتشتيان و ارامنه تأمين مي‌شد. ـ شرح حال رجال سياسي و نظامي معاصر ايران، باقر عاقلي، ج 2، ص 961.
13ـ مورگان شوستر (1960 ـ 1877 م) حقوق‌دان امريكايي پيشتر دراداره گمركات فيليپين خدمت كرده و بعداً عضو عالي هيأت عالي حكومت امريكا در فيليپين شده بود. او مدتي نيز سرپرستي اداره گمركات كوبا را بر عهده داشت. شوستر زماني كه مأمورخدمت در ايران شد، به شغل وكالت مشغول بود. او و هيأت همراه در زمان حيات مجلس دوم مشروطه توسط بعضي از دولتمردان، ظاهراً براي ساماندهي اموراداري و اصلاح اوضاع مالي ايران وارد كشور شدند. اما حضور روسيه و انگلستان در ايران مانع از آن شد كه اين اقتصاددان امريكايي بتواند اهداف و طرح‌هاي خود را در سيستم اداري و مالي كشور به اجرا درآورد. به همين دليل مدت زمان مأموريت وي و هيأت همراه در داخل كشور بيش از 8 ماه دوام نيافت و وي متعاقب اولتيماتوم روسيه، ناچار شد به اتفاق همراهانش، ايران را ترك كند.
14ـ پس از ترور مرحوم بهبهاني، آخوند ملامحمد كاظم خراساني از علماي نجف به اتفاق آيت‌الله عبدالله مازندراني حكم تكفير تقي‌زاده را صادر كردند ـ زندگي و زمانه سيدحسن تقي‌زاده، مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي، سيد علي علوي، صص 181 ـ 179.
15ـ تاريخ روابط خارجي ايران از ابتداي دوران صفويه تا پايان جنگ جهاني، انتشارات اميركبير، عبدالرضا هوشنگ مهدوي، ص 340.
16ـ ثق?‌الاسلام حاج ميرزا علي تبريز از علماي پرنفوذ آذربايجان بود. او از مشروطه‌طلبان و آ‌زاديخواهان بود. علاوه بر اين نويسنده‌اي توانا بود و در نظم و نثر فارسي مهارت بسزائي داشت. از جمله تأليفات او “مرآ? الكتب ” در معرفي مصنفات شيعه است. ـ فرهنگ معين،‌جلد 5، اعلام، ص 413.
17ـ علماي مجاهد،‌انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامي، محمد حسن رجبي، ص 153.
18ـ ژنرال “سرپرسي سايكس ” انگليسي كه در آن تاريخ با درجه سرهنگي، سركنسول انگليس در مشهد بود، در كتاب خود تحت عنوان “تاريخ ايران ” مي‌نويسد: “خسارات و زيانهاي وارده بر اثر بمباران كاملاً آشكار بود. خزانه حضرتي كه داراي نفايس و هداياي گرانبهاي سلاطين و امرا و ديگر زائرين بود به بانك روس انتقال داده شد. سپس متولي حرم را با تهديد به مرگ احضار كردند تا سندي را امضا كند كه تمام خزانه را تحويل گرفته است… ” ـ تاريخ ايران، سرپرسي سايكس،‌انتشارات دنياي كتاب، ص 603.
19ـ صمصام‌السلطنه بختياري در مرداد 1290 به قدرت رسيد و در آذر 1291 تحت فشار افكار عمومي از مقام رئيس‌ الوزرائي استعفا كرد. در اين مدت وي از تسليم مجلس در برابر اولتيماتوم روسها و سپس تعطيل شدن آن حمايت كرد، در برابر حوادثي چون به دار كشيدن مجتهد بزرگ تبريز، حاج ميرزا علي ثق?‌الاسلام و يا به توپ بستن حرم حضرت ثامن‌الائمه توسط نظاميان روس سكوت نمود، به كمك ناصرالملك نايب‌السلطنه، اقدام به تبعيد گسترده ناراضيان از جمله روزنامه‌نگاران و حتي نمايندگان عضو حزب دمكرات در مجلس كرد و از قواي مسلح بختياري به عنوان ابزاري براي پيشبرد اراده خود در كشور استفاده كرد. عملكرد او خشم بسياري از محافل سياسي و اجتماعي و روحاني كشور را برانگيخته بود.
20ـ پيمان 1915 قراردادي ميان انگلستان و روسيه بود كه به ظاهر براي مقابله با نيروهاي عثماني و جلوگيري از ورود آنان به منطقه قفقاز منعقد شد اين پيمان در دومين سال جنگ اول جهاني به امضا رسيد و متعاقب آن نظاميان روسيه براي مبارزه با نيروهاي عثماني به سوي تبريز حركت درآمدند. در آن زمان عثماني‌ها از مرزهاي غربي وارد ايران شده شهرهاي تبريز و اروميه را تحت اشغال خود داشتند و براي تهاجم به منطقه قفقاز و جنگ با روسها آماده مي‌شدند. روسها پس از ورود به آذربايجان، ابتدا شهر تبريز و سپس اروميه را از عثماني‌ها پس گرفتند و تا حدود درياچه وان در تركيه پيشروي كردند. آنان تا زمان وقوع انقلاب بلشويكي در ايران باقي ماندند.
21ـ پژوهشي در تاريخ ديپلماسي ايران (قبل از هخامنشيان تا پايان قاجاريه، نشرميترا، محمدعلي مهميد، ص 314.
22ـ ايران بين دو انقلاب، از مشروطه تا انقلاب اسلامي، يرواند آبراهاميان، چاپ سوم، ص 99
23ـ رئيسعلي دلواري در 1260 ش. در روستاي “دلوار ” متولد شد. دوران كودكي را در زادگاهش و با فراگرفتن فنون رزمي، اسب‌سواري، تيراندازي و آموختن قرآن و ادبيات فارسي سپري و در تيراندازي مهارت خاصي كسب كرد. با ‌آغاز انقلاب مشروطيت رئيسعلي در حالي كه بيش از 25 سال نداشت، از جمله پيشگامان مشروطه در جنوب ايران بود. به همين دليل در دوران ديكتاتوري محمد علي شاه قاجار عليه حكومت وي در جنوب دست به اسلحه برد و در 1288ش . توانست به كمك تفنگچي‌هاي خود، بوشهر را از سلطه عمال محمدعلي شاه آزاد سازد. با تصرف گمرك بوشهر كه در اجاره انگليسي‌ها بود، نيروهاي اين كشور به دخالت نظامي در منطقه پرداختند و جنگ وگريزي آغاز شد كه تا سالهاي جنگ اول جهاني ادامه يافت. در كشاكش جنگ، با وقوع انقلاب بلشويكي و خروج نظاميان روسي از ايران، انگليسي‌ها تعرضات خود را به سمت شمال گسترش دادند. در همين حال تنگستاني‌ها نيز به حملات خود عليه انگليسي‌ها شدت بخشيدند. در يكي از شبيخون‌ها ـ 21 تير 1294 ـ دو ژنرال بلندپايه انگليسي همراه با دهها سرباز انگليسي و هندي جان خود را از دست دادند. با وقوع اين حادثه نيروهاي انگليسي در 17 مرداد 1294 شبانه بوشهر را اشغال كردند و در 22 همين ماه به روستاي “دلوار ” مركز تنگستان ساحلي يورش بردند. آنان در اين حمله با مقاومت زيادي روبرو نشدند، زيرا روستا خالي از سكنه شده بود. انگليسي‌ها نيز به ويران ساختن خانه‌هاي مردم و قطع نخل‌ها پرداختند. تنگستاني‌ها پس از اين رويداد، غالباً روزها آرامش خود را حفظ مي‌‌كردند و شبها به نيروهاي انگليسي شبيخون مي‌زدند و با هر شبيخون تلفات انساني به اين نيروها وارد مي‌كردند. در جريان يكي از اين حملات رئيسعلي دلواري در 12 شهريور 1294 از پشت سر هدف گلوله يكي از همراهان خائنش قرار گرفت و به شهادت رسيد. اما نهضتي كه او در جنوب ايران به راه انداخت تا سالها مايه وحشت انگليسي‌ها بود.
24ـ در تابستان 1916 نمايندگان دولتهاي انگلستان و روسيه توافق كردند كه نيروهاي خود را در شمال و جنوب ايران تقويت كنند. خطر آلماني‌ها يا تركهاي عثماني و همچنين بازگرداندن امنيت به جنوب ايران، بهانه‌ هائي بود كه در لندن براي توجيه تقويت نظامي انگلستان در جنوب ايران ذكر مي‌شد. قرار بر اين شد كه روسها نيروي قزاق را تا 11 هزار نفر در شمال كشور افزايش دهند و انگليسي‌ها نيز يك سازمان نظامي به نام “پليس جنوب ” تحت فرماندهي انگليسي و با مشاركت نظاميان انگليسي، هندي و ايراني در جنوب كشور تشكيل دهند. ژنرال “سايكس ” انگليسي مأمور تشكيل “پليس جنوب ” شد. سايكس كه به زبان فارسي تسلط كامل داشت، در 1894 كنسولگري انگلستان را در كرمان و در 1898 كنسولگري انگليسي را در سيستان تأسيس كرده بود. او از 1905 تا 1913 سركنسول انگليس در خراسان بود ودر 1915 همين سمت را در تركستان چين عهده‌دار شد. بدين ترتيب سايكس به مدت 18 سال در ايران حضور فعال سياسي و اجتماعي و نظامي داشته است. در 27 بهمن 1294 ژنرال سايكس با هدف تأسيس پليس جنوب وارد بندر عباس شد و در 26 اسفند همان سال سازمان پليسي مزبور را تشكيل داد.
25 – South Parsian Riflers J S.P.R
26ـ بيشترين توجه نشريه “كاوه ” معطوف اصلاحات غير مذهبي بود. به نوشته يكي از سرمقاله‌هاي معمول اين نشريه “تنها راه براي اينكه ايران،‌ظلمت قرون وسطي را پشت سرگذارده، پيروي از تجربه غرب در جدائي‌دين از سياست و ترويج شناخت عقلاني در آموزش عمومي بود ” ـ ايران بين دو انقلاب؛ از مشروطه تا انقلاب اسلامي، نشر مركز، يراوند آبراهاميان، ص 101.
27ـ تاريخ روابط خارجي ايران از ابتداي دوره صفويه تا پايان جنگ دوم جهاني، انتشارات اميركبير، عبدالرضا هوشنگ مهدوي، ص 348.
28ـبحران مشروطيت، مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي، دكتر حسين آباديان، ص 403 و 404.
29ـ فصلنامه مطالعات تاريخي، مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي، ج 10، ص 13.
30ـ فرهنگ ناموران معاصر، دفتر ادبيات انقلاب اسلامي، ج 2، ص 79.
31ـ قبل از انقلاب روسيه دولت ايران مجموعاً 32 موافقتنامه در مورد واگذاري امتيازات گوناگون به كشورهاي بيگانه امضا كرده بود كه از آن ميان 12 امتياز سهم روسيه تزاري، 14 امتياز سهم انگلستان و 6 امتياز متعلق به دولت آلمان بود ـ تاريخ روابط خارجي ايران از ابتداي دوران صفويه تا پايان جنگ دوم جهاني، انتشارات اميركبير، عبدالرضا هوشنگ مهدوي، ص 372.
32ـ اسناد فراماسونري در ايران، مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي، ج اول، ص 33.
33ـ علماي مجاهد، محمد‌حسن رجبي، مركز اسناد انقلاب اسلامي، ص 420.
34ـ علماي مجاهد، همان.
35ـ پژوهشي در تاريخ ديپلماسي (قبل از هخامنشيان تا پايان قاجاريه)، محمد علي مهميد، انتشارات ميترا، ص 322.
36ـ “سركلارمونت ” مؤلف انگليسي كتاب “جنگ جهاني در ايران ” در بيان شرائطي كه پيمان 1919 در آن به امضا رسيد مي‌نويسد: “دولت ناتوان انگليس گراي شاه قاجار فقط در پايتخت ايران حكومت مي‌كرد. بنابراين انگلستان فرمانرواي بلامنازع ايران بود. ” ـ پژوهشي در تاريخ ديپلماسي ايران، همان، ص 321.
37ـ تاريخ مفصل ايران از صدر اسلام تا انقراض قاجاريه، انتشارات خيام،‌ عباس اقبال آشتياني، ص 864.
38ـ ميرزا كوچك‌خان جنگلي در 14 آذر 1300 در جريان حمله قزاق‌هاي تحت فرمان رضاخان به جنگلهاي شمال كشور جان خود را از دست داد.
39ـ حزب كمونيست ايران همان حزب عدالت گيلان بود كه يك ماه قبل از آن همزمان با ورود نيروهاي ارتش سرخ به شهر رشت و بندر انزلي شكل گرفت سپس در جريان كنگره خود در خرداد 1299 نام خود را به حزب كمونيست ايران تغيير داد.
40ـ مهمترين فراز زندگي شيخ محمدخياباني، مخالفت سرسختانه او با قرارداد استعماري 1919 كه ميان دولت وثوق‌الدوله و انگلستان منعقد گشت، مي‌باشد او در مخالفت با اين قرارداد و ظلم و جور حكومت استبدادي وقت‌، در فروردين 1299 دست به قيام زد و در مدت كوتاهي تمام ادارات و مراكز دولتي تبريز را به تصرف خود درآورد. وي با گسترش دادن اين قيام به ديگر شهرهاي آذربايجان اين خطه را از چنگ دولت سرسپرده وثوق‌الدوله خارج ساخت. در كشاكش قيام شيخ‌محمد‌ خياباني دولت وثوق‌الدوله سقوط كرد و مشيرالدوله روي كارآمد. وي مخبرالسلطنه حاكم تبريز را مأمور سركوب خونين قيام شيخ‌محمدخياباني كرد. مخبرالسلطنه پس از چند روز مذاكره سرانجام عمليات نظامي بزرگي را عليه نيروهاي وفادار به شيخ آغاز كرد. در جريان اين نبرد، نيروهاي مزبور به شديدترين وجهي سركوب شدند و شيخ محمد خياباني در روز 21 شهريور 1299 به شهادت رسيد.
41ـ آيرونسايد در 11 آبان 1299 به اردوگاه قزاق‌ها رفت و درباره رضاخان چنين نوشت: “رضاخان بدون شك از بهترين افسران است و كلنل اسمايت توصيه مي‌كند كه او عملاً رئيس قزاق‌ها باشد. ” ـ فرهنگ جديد سياسي، ‌محمود مهرداد، انتشارات هفته،‌ص 259.
42ـ صحيفه امام خميني،‌ج 11، ص 195.

….. (اول مقاله به دلیل عدم ارتباط با این بخش حدف شده است درپایین لینک منبع موجود است)
منبع : سايت صراط
ویرایش 0بار

[email_link] [print_link]



2 ديدگاه در حوادث 15 ساله مشروطيت

  1. لیدا گفت:

    تشکر بابت مطلب مفیدتون اما غرض ورزانه بود مخصوصا حوادث مربوط به انحلال مجلس اول و نقش شیخ فضل الله نوری… شیخ فضل الله از روحانیون شدیدا محافظه کار و مخالف نهضت مشروطه بود و در هیچ یک از تحصن هایی که برای صدور فرمان مشروطه انجام شد شرکت نکرد مگر آخرین تحصن که مسلما به خاطر احساس خطر کردنش بود. در طول سلسله حوادثی که منجر به به توپ بسته شدن مجلس شد شیخ فضل الله نقش فعال داشت و عملا از ذربار در مقابل مردم حمایت کرد و با سواستفاده از ناآگاهی مردم و مذهبی بودن عوام باعث شد مردم مقابل هم قرار بگیرن.اینکه نوشتید اعدام شیخ جز حوادث تلخ مشروطه بود، به نظرتون تفرقه افکنی و عوام فریبی شیخ تلخ تر نبود؟ درضمن شیخ فضل الله از جمله روحانیونی بود که قبل از این محبوبیت زیادی بین مردم نداشت به دلایلی زیادی مثل فروش زمین قبرستان متروکه مسلمانان به روسی ها برای ساختن بانک

چشم انداز شما