چشمان‌مان را می‌بندیم، در ذهن و یا با صدایی آرام آنچه را که تمنا داریم، مرور می‌کنیم… نفسی می‌کشیم و شمع‌های روی کیک را فوت می‌کنیم یا در کنار هم با صدایی بلند در شمارشی معکوس منتظر می‌مانیم تا ثانیه‌شمار به لحظه‌ای برسد که سال جدید یا قرن جدیدی آغاز ‌شود. چه تجربه‌های تاریخی در ما به این لحظات خاصیتی ویژه یا متافیزیکی می‌دهند!؟

روز تولد، لحظه‌ی تحویل سال یا لحظه‌ی تحویل قرن جدید، در عصر معاصر بیش از سایر زمان‌ها برای ما حسی از “زمان‌های خاص” را دارند. اگر بخواهیم ردِ این درکِ زمانی‌مان را از خاصِ بودن این لحظات دنبال کنیم چه حدس‌هایی می‌توان زد؟

فارغ از پاسخ دشوار یا ناممکن به پرسش “زمان چیست؟” ما دارای درکی از زمان هستیم که بسته به شیوه‌ی تولید و پارادایم‌های دانشی که در آن زیست می‌کنیم، متفاوت است. اما گاه می‌توان کهن‌الگوهایی را در این درکِ زمانی شناسایی کرد که همچنان بنیانِ درک و نظر ما از پدیده‌ها هستند یکی از آن الگوها، درکِ ما از “زمان‌های خاص” است.

شاید۴۰ هزارسالِ پیش، در دوره‌ای که ما در بستر عریان طبیعت می‌زیستیم و با شکار حیوانات و لاشه‌خوری و گردآوری میوه‌ها و دانه‌ها زنده می‌ماندیم، عبور شهابی در آسمان شب، پدیدار شدن رنگین‌کمانی در آسمان روز، خورشیدگرفتگی، ماه‌گرفتگی و یا لحظه‌ی تولدِ پسرِ رئیسِ قبیله… زمانی بود که ما آن را خاص درک می‌کردیم و مکان‌های خاص هم شاید رسیدن به چشمه‌های آبگرم سرخ و یا آتشفشان فعالی بود و … به نظر می‌رسد هر آن رخداد زمانی و مکانی که نادر، کمیاب و غیرقابل تبیین می‌نمود برای ما همراه با هیجان و حسی از خاص بودن داشت.

درک ما از زمان‌های خاص، پس از یکجانشینی و آغاز شیوه‌ی تولید کشاورزی و همزمان با سربرآوردن پارادایم‌های جدید دانش در بسترِ مذاهبِ سازمان‌یافته و امپراطوری‌های بزرگ دگرگون شد. خصوصا با سربرآوردن ادیان ابراهیمی دیگر این تقویم‌های مذهبی و یا حکومتی بودند که گاه با دادن معنایی به همان پدیده‌های پیشینی همچون خورشید و ماه گرفتگی و یا گاه با خلق واقعیت‌های خیالی زبان‌زاد هر یک زمان و مکان خاصی را در حدود شهر و در قالب کنیسه، کلیسا و مسجد و… مشخص کردند.

آن‌طورکه دورکهیم می‌گوید زمان در تاریخ به عرفی و قدسی تقسیم شده بود و مذاهب هر یک در تایم‌لاینی (خط زمانی) که خلق کرده بودند زمان‌های خاصی را علامت‌گذاری می‌کردند، یهودیان شنبه، مسیحیان یکشنبه و مسلمانان جمعه… البته این زمان‌های خاص تنها شامل یک روز در هفته نبود به عنوان مثال می‌توان به زمان‌های خاصی همچون نوبت‌های پنج‌گانه‌ی نماز برای مسلمانان، یا شب قدر (شبی که به باور مومنان سرنوشت در آن رقم می‌خورد) و… اشاره کرد. گاه حتی این زمان‌های خاص مبدا تقویم‌ها قرار می‌گرفت مثل قرار دادن لحظه‌ی تولد یا هجرت یک پیامبر برای مبدا یک تقویم میلادی یا اسلامی… (*)

کهن‌الگوی زمان‌های خاص را می‌توان در گفتمان‌های آسترولوژی شرقی و غربی ‌هم ردگیری کرد. اینکه تغییر در چینش اجرام آسمانی (سیارات و ستاره‌ها و…) نسبت به هم، چگونه بر سرنوشت و حالات روحی و جسمی ما تاثیرگذار است. در ایران تقویم‌هایی چاپ می‌شده و می‌شود که به مخاطبین خود می‌گویند که انجام چه کارهایی در چه زمان‌هایی جایز است و یا جایز نیست (به زبان خودشان سَعد یا نحس بودن زمان‌ها) از جمله در اموری همچون سفر، تجارت، تلاش برای فرزندآوری تا جنگ و صلح و… در حکومت قاجار حتی این باور تبدیل به جایگاهی به‌نام “منجم‌باشی” در ساختار سیاسی شد تا به پادشاه در زمینه سعد و نحس بودن زمان در انجام کاری مشاوره بدهد.

“زمان‌های خاص” حتی گاه مبنای آفرینشِ مشروعیت برای نظام‌های سیاسی بودند. مفهوم “صاحب‌قران” یکی از این نمونه‌ها در فرهنگِ سیاسیِ ایران بود. آنها با بازنمایی از خاص بودنِ لحظه‌ی تولدِ پادشاه، دست به ایجاد مشروعیت می‌زدند چرا که در فرهنگ سیاسی آن دوره، پادشاهی که در زمانِ قرینه بودن سیاره‌های زحل و مشتری، متولد شده باشد یا نطفه‌اش بسته شده باشد سلطانِ صاحب‌قرانِ عادلی است که حکومتی مستقر و بادوام خواهد داشت. البته این دست از تعبیرهای مبتنی بر حرکت و وضعیت اجرام آسمانی برای اشاره به زمانِ خاصِ یک رویدادِ بزرگ، سابقه‌ای طولانی دارد و شاید شما داستان مشابه‌ای را هم درباره‌ی وضعیت ستارگان و لحظه‌ی تولد پیامبر مسیحیان شنیده باشید.

به‌نظر می‌رسد امروزه به دلیل تغییر شیوه تولید (شیوه تولید صنعتی و پساصنعتی) و ظهور پارادایم‌های نوین دانش، باور به زمان‌های خاص برای جمعیتی زیادی از مردم جهان، دیگر به‌طور مستقیم متاثر از باورهای مذهبی و پیشینی نباشد اما همچنان می‌توان شاهد ردپای کهن‌الگوی زمان‌های خاص بود. از جمله در لحظه‌ی تحویل سال یا روز تولد که همچنان برای اکثریت مردم جهان در همان چارچوب درک زمانیِ “زمان‌های خاص” است.

همزمان با خواندن این خطوط به یاد بیاورید تمام لحظاتِ تحویلِ سال‌هایی که در زندگی‌تان تجربه کرده‌اید در مراسمی که همه پیش از آن لباس‌های نو پوشیده‌اند، سفره‌ای رنگین چیده‌اند و تنها منتظر چند ثانیه باقیمانده‌اند… بزرگان فامیل حَول حالنا…. می‌خوانند، کوچکترها در جنب ‌وجوش‌اند و بووووم… تبریک‌ها و آغوش‌ها و پیام‌ها و تماس‌ها و آرزوها برای یکدیگر که این سال برای شما فلان باشد و بهمان….. گویی این لحظه، با چوب جادویی‌اش توان تغییر در زمان آینده (سرنوشت) را دارد. آنچه که می‌خواهم به آن اشاره کنم بُعد متافیزیکی دادن به قراردادی اجتماعی است که در خودآگاه و یا ناخودآگاه ما همچنان پس از قرن‌ها در جریان است.

خیالی بودن جادوی تحویل سال! را زمانی بیشتر تجربه می‌کنید که تجربه‌ی زیستن در دو تایم‌لاین (خط زمانی) را داشته باشید مثلا در لحظه‌ی تحویل سال میلادی ۲۰۲۲، همه‌ی کسانی که در خارج از ایران هستند درگیر حال و هوای تغییری در زمان هستند اما همان زمان یک ایرانی تنها یکی از روزهای دی‌ماه را پشت سر می‌گذارد و کسی فکر نمی‌کند یا این تجربه‌ی حسی را ندارد که این لحظه، لحظه‌ای خاص است و آغاز یک تحول بزرگ و یا بلعکس در لحظه‌ی تحویلِ سال در ایران یک فرانسوی فکر نمی‌کند این همان لحظه‌ی عظیم تغییر و تحول روزهای پیش‌روی زندگی اوست.

اینکه لحظه‌ی تحویل سال یا تولد ما می‌تواند بهانه‌ای باشد برای دور هم جمع شدن، نوشیدن، خندیدن، بازی کردن و برساختن لحظاتی خوش و لذتبخش، هم هوشمندانه است و هم دارای کارکردهای روانی و اجتماعی مفیدی برای فرد و جامعه؛ اما نیاز است برای رهایی از باورهایی که به صورت بدیهیات درآمده، آنچه را که می‌اندیشیم و تجربه می‌کنیم، دوباره بازخوانی کنیم.

ــــــــ
* بیان دو نکته بسیار مهم است یکی آنکه دین همچون عصر حاضر یک نهاد مجزایی از سایر حوزه‌های زیست نبوده و دین و زیست روزانه در هم تنیده بوده است و در اینجا به ضرورت طرح بحث، جدا فرض شده است یا مثال دیگر آسترولوژی هم چیزی مجزا از دین نبوده و بلکه خاستگاه آن به ریشه‌های جهان‌نگرش متافیزیکی بین‌النهرین و مصر باز می‌گردد و نکته دوم آنکه در این یادداشت به حوزه تمدنی بین‌النهرین و مصر اشاره نشده است و این مهم است چرا که می‌توان به شواهدی ارجاع داد که اصولا سرآغاز نظام زمان‌سنجی و تقویم از آنجا آمده است که در یادداشت‌های دیگر به آن خواهم پرداخت.

کیان کیانی
www.kiankiani.com
۳۱ دسامبر ۲۰۲۱ – شب تحویل سال در دانمارک