تقویم رسمی کشور؛ حضور و سکوت

(بازخوانی جای‌گاه “دیگری” در سالنامه دولتی ایران 1398)

کیان کیانی

حضور گاه‌شمارهای کردی، یاری، گیلکی، طبری، سنگسری، ایرانیان یهودی، مسیحی، زرتشتی و… در ایران و از سویی مبدا و مناسبت‌های اسلامی تقویم رسمی کشور در همنشینی با نام ماه‌هایی که ریشه در متون کهن زرتشتی و باستانی ایران دارند همه نشان از حضور متکثر اقوام، ادیان، زبان‌ها و باورها در این ملک است.

“قانون اساسی”، “سرودهای ملی” و “تقویم”ها، و..، متن‌هایی (فضا ـ مکان‌هایی) هستند که در آن با گذشته، حال، تمنامندی‌ها و ارزش‌های روایت شده‌ی یک دولت ـ ملت روبرویم. با تورق و بازخوانی این متون می‌توان دریافت که آنان به چه ارزش‌ها، آرمان‌ها و اشخاصی توجه نشان داده‌اند و از بیان چه بخش‌هایی از خود و دیگری، خودداری کرده‌اند؟ (چه چیزی را حفظ و یا طرد می‌کنند)

از دیرباز تقویم‌ها به دلیل دو کارکرد اساسی خود یعنی ایجاد نظم اجتماعی و امکان آفرینش مشروعیت برای حاکمان سیاسی، دینی و نظامی و… مبتنی بر دو وجه سخت‌افزاری و نرم‌افزاری بوده‌اند. آنچه که به نگاه‌داشتنِ حساب روزها و سال‌ها و کشت و کشاورزی و زمان خراج و مالیات مربوط بوده است، سخت‌افزاری و آنچه که به تاثیر سرنوشت‌ساز حرکت کواکب بر آدمیان و سعد و نحس روزها و اجرای آیین‌های دینی و حکومتی… اختصاص داشته، نرم افزاری بوده است. هرچند این دو وجه به دلیل تغییر شیوه تولید و دگرگونی پارادایم‌های دانش، دچار تغییراتی در درونمایه‌ی خود شده‌اند، اما همچنان دو چهره ی یک بدن‌اند.

از میان تقویم‌های گوناگون ایران، بازخوانی و تحلیل تقویم دولتی کشور که دولت آن را “رسمی” می‌خواند و سالانه آن را بازتولید و منتشر می‌کند، فرصتی را فراهم می‌آورد تا علاوه بر نشان دادن آنچه که مولدین “متن” تقویم رسمی کشور، سعی در بازنمایی از گذشته، حال و آینده دولت ـ ملت ایران دارند، این مهم را با استفاده از روش تحلیل گفتمان پی بگیریم که “دیگری”ها (“اقلیت‌های رسمی! در قانون اساسی، گفتمان‌های سیاسی رقیب و اقلیت‌های زبانی و قومی و…) در “تقویم رسمی کشور” چه تعریف و جایگاهی دارند؟

“متن”ها همزمان محل “حضور”اند و “غیاب”، محلِ حضور آنچه نوشته می‌شود و آنچه نوشته نمی‌شود (پنهان می‌شود). ساده‌خوانی است که تمامیتِ یک متن را تنها در کلماتی که با جوهری به چشم می‌آیند بدانیم (=بخوانیم). متن‌ها سرشار از پرانتزها، ارزش‌ها، ضدارزش‌ها و کلماتی هستند که دیده نمی‌شوند اما، قابلِ خواندن‌اند. “خواندن” یک متن به معنای خواندنِ همزمانِ کلمات و خطوطِ حضوریافته و فاصله‌ی سفید مابین این خطوط و کلمات است.

نا-مقاله (*) پیش رو کنکاشی برای “خواندن” نوشته‌ها و نانوشته‌های متنِ تقویم رسمی کشور با تمرکز بر میزانِ حضور “دیگری” است، بدین‌معنا که آیا در متنِ رسمیِ گفتمانِ حاکم – تقویم رسمی کشور-، “دیگری” حضور برابر دارد؟، حضور نابرابر دارد؟ پنهان مانده؟ و یا طرد شده است؟ برای پاسخ به این پرسش نیازمند به دو جستجوی پیشینی هستیم، بررسی متن و ساختار تولید متن :

1ـ جستجو در “متن” : به مثابه‌ی تحلیل کمّی و کیفی متن تقویم برای شناخت رخدادها، جهت‌گیری‌ها، ارزش‌های مورد تایید و… است. (تحلیل متن)

2ـ جستجو در “ساختار تولید متن” :  به معنای شناسایی مولدین متنِ “تقویم رسمی کشور” و فرآیند تولید و بازنویسی آن است. (بررسی زمینه متن)

این دو جستجو فرصتی را برای خواندن و تحلیل “نوشته”ها و “نانوشته”های متن، فراهم می‌آورد تا دریابیم که سهمِ حضور “دیگری”های گفتمانِ حاکم کشور در این متن “رسمی” به چه میزان است؟ (منظور از میزانِ حضور، میزانِ حضورِ ارزش‌ها، رویدادها و شخصیت‌های تاریخی و فرهنگی آنان در تقویم رسمی کشور است).

 

1ـ تحلیل متن (تحلیل متن تقویم رسمی کشور) :

الصاق صفتِ “رسمی” به سالنامه‌ی دولتی به مثابه‌ی “غیررسمی” و “فاقد اعتبار” خواندنِ سایر تقویم‌های تنظیم شده‌ای است که دیگر نیروها و اقشار اجتماعی، سیاسی و مذهبی کشور به تدوین آن مبادرت می‌ورزند. البته این “اعلان”، تنها یک “گزاره‌ی متنی” نیست و از پشتیبانی نهادی نیز برخوردار است و طبق مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی، «کلیه اشخاص حقیقی و حقوقی که تقویم سال را منتشر می‌کنند، موظف‌اند روزها و مناسبت‌های مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی را حسب مورد در متن یا ضمیمه تقویم و سررسید درج نمایند» و از سویی «از آنجا كه مرجع ناظر بر چاپ و نشر تقویم، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است؛ بنابراین تنها كسانی كه از آن وزارتخانه مجوز چاپ دریافت می­‌نمایند، مجاز به چاپ تقویم و سررسید خواهند بود و سایر تقاویم از درجه اعتبار ساقط می­‌باشند.» با این عنوان و مصوبه تنها مرجع تقویم‌های چاپی در کشور، این تقویم دولتی است و سایر تقویم‌ها از درجه اعتبار ساقط بوده و امکان نشر از طریق چاپ را نمی‌یابند.

ـ نقشه خوانی تقویم رسمی کشور :

پیش از تحلیل متن (تقویم رسمی کشور) بهتر است ابتدا مقیاس نقشه‌ی متن را با یکدیگر مرور کنیم :

ــ”متن” و “ضمیمه” : تقویم رسمی کشور شامل یک “متن” و یک “ضمیمه” است به این معنا که تقویم شامل یک بدنه‌ی اصلی است که در آن علاوه بر کارکرد اصلی تقویم (درج روزها، هفته‌ها و ماه‌ها) مناسبت‌هایی نیز در آن ثبت شده است و دیگری “ضمیمه تقویم” که تنها شامل مناسبت‌هایی می‌شود که از منظر مولدین امکان حضور در بدنه‌ی تقویم را ندارند. از این‌رو در نقشه‌خوانی تقویم باید این را در نظر داشته باشیم که از منظر نویسندگان تقویم، مناسبت‌هایی که در “متن” تقویم می‌آیند نسبت به مناسبت‌هایی که در “ضمیمه” تقویم آمده‌اند از اولویت و رتبه‌ی بالاتری برخوردارند.

ــ رتبه‌بندی مناسبت‌ها  : مولدین تقویم همچنین با دادن “عناوین” گوناگون به مناسبت‌ها دست به ایجاد تمایز میان اولویت و اهمیت آنها زده‌اند همچون “دهه”، “هفته”، “تعطیل”، “روز” و یا تنها “ثبت” مناسبت‌ها در تقویم رسمی کشور از این‌رو مناسبتی با عنوان “دهه” (همانند دهه فجر) نسبت به مناسبتی که تنها “روز” (همانند روز پزشک) نامیده می‌شود از اهمیت و اولویت بیشتری برخوردار است چرا که اختصاص دادن 10 یا 7 روز از سال به یک مناسبت با عنوان “دهه” یا “هفته” و یا “تعطیل” رسمی اعلام کردن یک مناسبت با توجه به برآورد هزینه‌های سنگین آن برای اقتصاد کشور و همچون تعطیلی بنگاه‌های بزرگ اقتصادی و خدماتی کشور و اقدامات مورد نیاز در سطح کشور برای معرفی و یادآوری آن مناسبت با برگزاری مراسم، تهیه برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی و تبلیغات شهری و…. نشان از توجه ویژه مولدین متن، به آن دست از مناسبت‌ها است. از این‌رو می‌توان درجه اهمیت و اولویت مناسبت‌ها را به این‌ترتیب در تقویم رسمی کشور درجه‌بندی کرد : “دهه”، “هفته”، “تعطیل رسمی”، “روز”، “ثبت” مناسبت. (به استثنای برخی از مناسبت‌های مذهبی و حکومتی)

ساختار سلسله مراتبی مناسب های تقویم ایران

ـ “دهه :  تنها “دهه”ی موجود در تقویم رسمی کشور به پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 اختصاص دارد. از 12 بهمن یعنی سالروز ورود آیت‌الله خمینی به ایران تا 22 بهمن (روز پیروزی انقلاب اسلامی ایران) که “دهه فجر” نامیده می‌شود.

ـ “هفته :  سه مناسبت با عنوان “هفته” در تقویم رسمی کشور آمده است. “هفته دفاع مقدس” که از 31 شهریور سالروز شروع جنگ تحمیلی عراق به ایران آغاز می‌شود و “هفته دولت” که به ترور محمدعلى رجایى؛ رئیس جمهور و محمدجواد باهنر؛ نخست وزیر وقت ایران در سال 1360 در دفتر نخست وزیری ارجاع دارد و هفته ی سوم که “هفته وحدت” نامگذاری شده است.

مناسبت “هفته وحدت” از آن جهت در این نا-مقاله از اهمیت بیشتری برخوردار است که برای اولین بار مناسبتی آنهم تحت عنوان “هفته” در تقویم رسمی کشور به “دیگری” اختصاص یافته است. در روایت شیعیان و سنیان اختلاف نظر هفت روزه‌ای در باب تاریخ تولد پیامبر اسلام وجود دارد که سعی شده است با دادن عنوان “هفته وحدت” این اختلاف، تبدیل به فرصتی برای یادآوری اشتراکات و ایجاد وحدت میان آنان شود. به روایت آیت‌الله خامنه‌ای، این مناسبت برای اولین‌بار پیش از انقلاب ایران در زمان تبعید ایشان در سیستان و بلوچستان با هماهنگی میان نیروهای سنی و شیعه طرح‌ریزی شده و یک هفته جشن برگزار شد و پس از انقلاب نیز  به فرمان آیت‌الله خمینی به عنوان “هفته وحدت” نامگذاری شد.

وجود این مناسبت در تقویم رسمی کشور را می‌توان نقطه قوت آن در پرداختن به مساله‌ی “دیگری” و اشاره‌ی متن به حضور “دیگری” تلقی کرد. هرچند از منظر گفتمان‌کاوان انتقادی، استفاده از واژه “وحدت” خشونتِ دستوری است و اشاره به همسان‌سازی و انحلالِ “دیگری” در “خود” دارد.

حداقل سه فرضیه پیرامون نامگذاری “هفته وحدت” و توجه “متن” به “حاشیه” در حوزه نظری مطرح است. نخست میزانِ بالاتر جمعیتِ این گروه جمیعتی (اقلیت!) در ایران نسبت به سایر گروه‌های جمعیتی (سایر اقلیت‌ها!)؛ دوم نزدیکی و همپوشانی باورهای دینی آنان با گفتمان حاکم و فرضیه‌ی سوم، حساسیت موقعیت جغرافیایی (موقعیت ژئوپلتیکی این گروه جمعیتی) که سکونت آنان در نواحی مرزی است. حال به هر دلیل ژئوپلوتیک و یا…، این توجه در متن تقویم رسمی از حیث توجه به”دیگری” قابل توجه است. اما متاسفانه این پذیرش حضور “دیگری”، شامل سایر “دگرهای گفتمانی رقیب” و  یا “دگرهای دینی” نشده است.

ـ تعطیل رسمی، تعطیلی به دلیل مناسبت : در نقشه‌خوانی تقویم اشاره شد که در میان مناسبت‌ها آن دسته از مناسبت‌هایی که “تعطیل رسمی” اعلام می‌شوند از منظر مولدین متن، نسبت به سایر روزها و مناسبت‌ها که عنوان “روز” دارند یا تنها “ثبت” شده اند از اهمیت بیشتری برخوردارند. در تقویم رسمی سال 1398 هجری ـ خورشیدی، 27 روز تعطیل اعلام شده است که سهم هر یک از گفتمان‌ها و گروه‌های جمعیتی (اقلیت‌های رسمی) از این تعطیلات به شکل و تعداد زیر است :

گفتمان ها و گروه های جمعیتیروزهای تعطیل اختصاص یافته
گفتمان ملی 6 روز تعطیل
آغاز نوروز ـ عید نوروز ـ عید نوروز ـ عید نوروز ـ روز طبیعت (13 بدر) ـ روز ملی شدن صنعت نفت ایران
گفتمان اسلامی - شیعی 17 روز
ولادت حضرت امام علی علیه السلام ـ مبعث حضرت رسول اکرم ـ ولادت حضرت قائم ـ شهادت حضرت علی ـ عید سعید فطر ـ تعطیل به مناسبت عید سعید فطرـ شهادت حضرت امام جعفر صادق ـ عید سعید قربان ـ عید سعید غدیر خم ـ تاسوعای حسینی ـ عاشورای حسینی ـ اربعین حسینی ـ رحلت حضرت رسول اکرم و شهادت حضرت امام حسن مجتبی ـ شهادت حضرت امام رضا ـ ولادت حضرت امام جعفر صادق (مؤسس مذهب جعفری) ـ شهادت حضرت فاطمۀ زهرا ـ شهادت حضرت امام حسن عسکری (سالروز آغاز امامت حضرت ولی عصر)
گفتمان حاکمیتی 4 روز (تاریخ مربوط به انقلاب اسلامی ایران)
روز جمهوری اسلامی ایران ـ رحلت حضرت امام خمینی و انتخاب حضرت آیت الله امام خامنه ای به رهبری ـ قیام خونین 15 خرداد 1342 ـ پیروزی انقلاب اسلامی ایران
سنی ها بدون تعطیلی اختصاصی (مشترک با شیعیان 5 روز)
مبعث حضرت رسول اکرم ـ عید سعید فطر ـ تعطیل به مناسبت عید سعید فطر ـ عید سعید قربان ـ رحلت حضرت رسول اکرم
زرتشتیانبدون تعطیلی اختصاصی (5 روز مشترک با گفتمان ملی گرایی)
آغاز نوروز ـ عید نوروز ـ عید نوروز ـ عید نوروز ـ روز طبیعت (13 بدر)
یهودیانبدون تعطیلی اختصاصی
مسیحیانبدون تعطیلی اختصاصی
قومیت ها (ترک، کرد، بلوچ، لر، ترکمن، عرب، قشقایی، گیلک و مازندرانی و...)بدون تعطیلی اختصاصی
نیروهای سکولار، لیبرال، چپ و...بدون تعطیلی اختصاصی

میزان درصد سهم بری هر یک از گفتمان‌هایی که به مناسبت‌های اختصاصی آنها “تعطیلی رسمی” اختصاص یافته را می توانید در شکل زیر ببنید :

 

تعطیلات در تقویم رسمی کشور 1398

در خوانش متن تقویم رسمی کشور، سه رویکرد را می توان در ارتباط با “تعطیلات رسمی” کشور شناسایی کرد : شادی، سوگورای و یادآوری (نه جشن و نه عزاداری)

رویکرد تعطیلات رسمیتعداد و عنوان رویکردها
تعطیلات با رویکرد جشن و شادی(15 روز)
ـ 8 روز گفتمان اسلامی – شیعی
ـ 2 روز گفتمان حاکمیتی
ـ 5 روز گفتمان ملی
ـ ولادت حضرت امام علی علیه السلام، مبعث حضرت رسول اکرم، ولادت حضرت قائم، عید سعید فطر، تعطیل به مناسبت عید سعید فطر، عید سعید قربان، عید سعید غدیر خم، ولادت حضرت امام جعفر صادق (مؤسس مذهب جعفری)، روز جمهوری اسلامی ایران (12 فروردین)، پیروزی انقلاب اسلامی ایران (22 بهمن)
ـ آغاز نوروز ـ عید نوروز ـ عید نوروز ـ عید نوروز ـ روز طبیعت (13 بدر)
تعطیلات با رویکرد سوگواری و غم(10 روز)
ـ 9 روز گفتمان اسلامی – شیعی
ـ 1 روز گفتمان حاکمیتی
ـ شهادت حضرت علی، شهادت حضرت امام جعفر صادق (مؤسس مذهب جعفری)، تاسوعای حسینی، عاشورای حسینی، اربعین حسینی، رحلت حضرت رسول اکرم و شهادت حضرت امام حسن مجتبی، شهادت حضرت امام رضا، شهادت حضرت فاطمه زهرا، شهادت حضرت امام حسن عسکری (سالروز آغاز امامت حضرت ولی عصر)،
ـ رحلت حضرت امام خمینی و انتخاب حضرت آیت الله امام خامنه ای به رهبری
تعطیلات با رویکرد یادآوری(2 روز)
ـ 1 روز گفتمان حاکمیتی
ـ 1 روز گفتمان ملی
ـ قیام خونین 15 خرداد 1342
ـ روز ملی شدن صنعت نفت ایران

در نمودار زیر به شکلی دیگری سه رویکرد در رابطه با مناسبت هایی تعطیل قابل مشاهده است :

رویکرد تعطیلات رسمی تقویم رسمی کشور 1398

میزان درصد شادی و سوگواری در نمودار فوق تنها مختص به مناسبت‌هایی است که عنوان “تعطیل رسمی” دارند و نه میزان سوگواری و شادی همه‌ی مناسبت‌های موجود و ناموجود در تقویم رسمی کشور (همچون “شهادت”ها، “رحلت”ها و “وفات”ها که تعطیلی به آنها اختصاص نیافته است و یا مناسبت‌هایی که در تقویم رسمی ثبت نشده‌اند اما در عرصه‌ی عمومی برای آن مناسبت‌ها سوگواری برگزار می‌شود همچون ماه محرم و صفر، دهه فاطمیه و…

ـ “روز”ها : مناسبت‌هایی که در تقویم رسمی کشور عنوان “روز” گرفته‌اند (همچون “روز پاسدار”، “روز پزشک” و… ) هم در متن و هم در ضمیمه تقویم آمده اند.(مشاهده کامل جدول روزها)

با تدقیق و بررسی “روز”ها در تقویم رسمی کشور می‌توان گفت که متن در دادن عنوان “روز” به مناسبت‌های علمی، ادبی و فلسفی همچون مهندسی، پزشکی، داروسازی و… به دانشمندان ایرانی همچون خواجه نصیرالدین طوسی (روز مهندسی)، ابوعلی سینا (روز پزشک)، زکریای رازی (روز داروسازی)… ارجاع می‌دهد و حتی در نمونه‌ای استثنا به یک باور ایران باستان همچون روز دامپزشکی. قابل ذکر است که این مناسبت‌ها در دهه هفتاد شمسی و در دوره‌ی معروف به “اصلاحات” به تقویم رسمی کشور اضافه شده‌اند.

اما در ترویج و گرامیداشت ارزش‌های اخلاقی و خلق الگوهای اجتماعیِ مورد تاییدِ گفتمانِ حاکم، به مناسبت‌ها و شخصیت‌های اسلامی ـ شیعی و حکومتیِ مورد وفاقِ گفتمانِ حاکم ارجاع داده شده است؛ ارزش‌هایی همچون پاسداری (روز ولادت حضرت امام حسین)، جانبازی (ولادت حضرت ابوالفضل العباس)، پرستاری (ولادت حضرت زینب) اخلاق و مهرورزی (سالروز تولد پیامبر اسلام)، اکرام (ولادت امام حسن مجتبی)، روز پهلوانی و ورزش زورخانه‌ای (روز نبرد حضرت علی با عمروبن عبدود در جنگ خندق)، وقف (وفات پیامبر اسلام)، روز تکریم مادران و همسران شهدا (وفات “ام‌البنین” همسر امام اول شیعیان)، روز خانواده و تکریم بازنشستگان (شأن نزول آیه «هل اتی»)، روز جهانی مستضعفان (ولادت حضرت قائم)، ازدواج (سالروز ازدواج حضرت امام علی و حضرت زهرا)، روز زن (ولادت حضرت فاطمه)، روز دختران (ولادت حضرت معصومه)، روز جوان (‌ولادت حضرت علی اکبر) و… و یا شخصیت‌های انقلابی و حکومتی همچون روز هنر انقلاب اسلامی (سالروز شهادت سید مرتضی آوینی)، روز مجلس (سالروز شهادت آیت‌الله سید حسن مدرس) و یا روز معلم  (مرتضی مطهری) که البته در دوره حکومت پهلوی این روز به دلیل کشته شدن ابولحسن خانعلی نامگذاری شده بود اما در روایت های پس از انقلاب این روز با روز  انتشار خبر شهادت مرتضی مطهری قرین شد.

در رابطه با عنوان “روز” در تقویم رسمی کشور و مساله حضور “دیگری” پس از بررسی 102 “روز” نامگذاری شده، آنها را در دسته‌بندی‌های “گفتمان حاکمیتی”؛ “گفتمان اسلامی ـ شیعی”؛ “گفتمان ملی”؛ “گفتمان جهانی” و “عمومی” جایگذاری کردم. (در صورت تمایل برای مطالعه جزئیات بیشتر به “جدول روزها در تقویم رسمی 1398“ مراجعه کنید) در این میان هیچ “روز”ی به ارزش‌ها، رخدادها و شخصیت‌های اقلیت‌های شناخته شده در قانون اساسی یعنی ایرانیان مسیحی، یهودی، زرتشتی و سنی به طور اختصاصی تعلق نگرفته و تنها سنی‌ها در اشتراکات خود با شیعیان دارای عنوان “روز” اشتراکی هستند. دادن عنوان “روز” و “تعطیل رسمی” کردن سیزدهم فروردین (سیزده بدر) می‌توانست به مثابه‌ی پذیرشِ حضورِ دیگری در تقویم رسمی کشور تلقی شود اما مولدین متن، نام این مناسبت باستانی را به “روز طبیعت” تغییر دادند و این تلاش بیش از آنکه نشان از پذیرش حضور دیگری باشد نشان از مصادره گفتمانی حاکمان است.

گفتمان حاکم، پادگفتمان های رقیب و اقلیت های رسمیتعداد "روز"ها
گفتمان حاکمیتی60 "روز" = 50 روز در متن تقویم، 10 روز در ضمیمه تقویم
گفتمان اسلامی - شیعی16 "روز" : 12 روز در متن تقویم، 4 روز در ضمیمه تقویم
گفتمان ملی22 "روز" = 19 روز در متن تقویم، 3 روز در ضمیمه تقویم
سنی هابدون عنوان "روز" اختصاصی
زرتشتیانبدون عنوان "روز" اختصاصی
یهودیانبدون عنوان "روز" مشترک و اختصاصی
مسیحیانبدون عنوان "روز" مشترک و اختصاصی

به بیان نموداری می‌توانید این سهم‌بری را در شکل زیر ببینید :

عنوان روز در تقویم رسمی کشور 1398

دگرهای سیاسی (پادگفتمان‌های سیاسی رقیب) : جدا از “روز”هایی که در تقویم رسمی کشور به شعرا، فیلسوفان و دانشمندان ایرانی اختصاص یافته و هر گفتمان سیاسی در ایران می‌تواند این روزهای خنثی (غیرسیاسی) را در روایت تاریخیِ از خود، مصادره گفتمانی کند تنها چند روز در رابطه با “دیگری” سیاسی و قومی قابل یادآوری است : “روز ملی شدن صنعت نفت ایران”، “روز دانشجو”، “روز شعر و ادب پارسی” و “روز مبارزه با استعمار انگلیس” (ﺳﺎﻟﺮوز ﺷﻬﺎدت رییسعلی دلواری)

“روز دانشجو” توسط کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور پس از کودتای سال 1332 نامگذاری شد و پس از انقلاب وارد تقویم شد “روز دانشجو” به واقعه 16 آذر 1332 اشاره دارد که در آن مصطفی بزرگ‌نیا و احمد قندچی از هواداران حزب توده و مهدی شریعت‌رضوی هوادار جبهه ملی در اعتراضات دانشجویی آن سال در دانشگاه تهران کشته شدند. حزب توده و جبهه ملی هر دو از دگرهای گفتمان سیاسی حاکم در ایران کنونی هستند. از این‌رو این “روز” گاه در شرایط باز سیاسی کشور فرصتی را برای این گرایشات فراهم می‌آورد تا به روایت و نقش خود در تحولات تاریخی ایران اشاره کنند.

“روز ملی شدن صنعت نفت ایران” تنها روز تعطیلی است که رویکرد گفتمان حاکم نسبت به آن خنثی است (نه جشن و نه سوگواری)، اما این روز تنها رخداد تاریخی ـ سیاسی در تقویم رسمی کشور است که گفتمان حاکم دست‌کم با حذف نکردن آن از تقویم رسمی کشور (چندباری در مجلس شواری اسلامی خبرهایی از تلاش برای حذف آن شنیده شد) امکانِ حضور را به گفتمان‌های رقیب ملی‌گرا (نیروهای ملی سکولار، لیبرال و ملی ـ مذهبی) داده است تا این نیروها در حوزه‌هایی که در آن از ضریبِ نفوذ بیشتری برخوردارند همانند مجلات، روزنامه‌ها، فضای مجازی و… به بازخوانی و بازنمایی از خود و گفتمان‌های خود بپردازند.

همچنین می‌توان نامگذاری “روز شعر و ادب پارسی” به مناسبت یک شاعر ایرانی “ترک زبان” را نیز مورد استثنایی در تقویم رسمی کشور از پذیرش و احترام ویژه به “حضور دیگریِ قومی” در متن تقویم دانست اما دروازه‌های این پذیرش به روی بزرگان سایر اقوام ایرانی هنوز گشوده نشده است و اگر “روز”ی هم به تجلیل از دلاوری‌های یک قوم ایرانی اختصاص یافته باشد همچون “رئیس‌علی دلواری” گفتمان حاکم با دادن عنوان‌هایی چون “روز مبارزه با استعمار انگلیس” بیشتر بر مصادره گفتمانی ـ ایدئولوژیک خود در “مبارزه با استکبار جهانی” تاکید دارد تا در بزرگداشت قهرمانی از اقوام ایرانی.

دگر خارجی (سایر کشورها و ایدئولوژی‌های جهانی) : در هیچ یک از عناوین”روز” در تقویم رسمی کشور بجز “روز بصیرت و میثاق امت با ولایت” که اشاره به 9 دی 1388 و طرد رسمی بخشی از بدنه سیاسی (جنبش سبز) دارد ما شاهد ضدیت و یا حمایت مستقیم از دگرهای مذهبی و یا سیاسی در تقویم رسمی کشور نیستیم و مساله مورد بحث تنها میزانِ حضور و غیاب و سکوت درباره شخصیت‌ها، ارزش‌ها و رخدادهای آنان در تقویم کشور است اما درباره “دگرهای خارجی” اینگونه نیست و تقویم صراحتا آنان را دشمن یا دوست خطاب قرار می‌دهد همانند “روز افشای حقوق بشر آمریکایی”؛ “روز مبارزه با استعمار انگلیس”، “روز ملی مبارزه با استکبار جهانی”؛ “روز غزه”، “روز همبستگی و همدردی با کودکان و نوجوانان فلسطینی”، “روز مقاومت اسلامی”.

در ارتباط با “روز”ها و اقلیت‌های رسمی در قانون اساسی یعنی ایرانیانِ مسیحی، یهودی، زرتشتی و سنی، شاهد هیچ “روز” اختصاصی به بزرگان، رخدادها و ارزش‌های آنان در تقویم رسمی کشور نیستیم.

ـ “ثبت” مناسبت : برخی از مناسبت‌ها در تقویم بدون پیش‌عنوان “دهه”، “هفته”، “تعطیل” و یا “روز”، “ثبت” شده‌اند این دست از مناسبت‌ها هم در متن و هم در ضمیه تقویم آمده‌اند که در جدول “مناسبت‌های ثبت شده” به تفکیک در چند ستون قابل مشاهده است، اما نتیجه آماری آن جدول به صورت زیر است : (مشاهده جدول کامل مناسبت های تقویم رسمی کشور)

گفتمان های حاکم، پادگفتمان های رقیب و اقلیت های رسمیتعداد مناسبت هایی که بدون عنوان در تقویم "ثبت" شده اند
گفتمان حاکمیتی68 "ثبت" مناسبت = 40 ثبت در متن تقویم، 28 ثبت در ضمیمه تقویم
گفتمان اسلامی - شیعی33 "ثبت" مناسبت = 30 عنوان در متن تقویم، 3 ثبت در ضمیمه تقویم
گفتمان ملی5 "ثبت" مناسبت = 4 ثبت در متن تقویم، 1 ثبت در ضمیمه تقویم
دیگری رسمی3 "ثبت" مناسبت = 3 ثبت در متن تقویم، بدون ثبت در ضمیمه تقویم

در میان این دست از مناسبت‌های تقویم، ایرانیانِ مسیحی (“ولادت حضرت عیسی مسیح علیه‌السلام” و “آغاز سال 2019  میلادی”) دارای دو مناسبت و ایرانیان سنی (“ولادت حضرت رسول اكرم صلی الله علیه و آله به روایت اهل سنت”)  دارای یک مناسبت “ثبت” شده هستند اما اشاره‌ای به آغاز سال یا تولد پیامبر یهودیان و یا زرتشتیان نشده است.

می‌توان به شکل زیر سهم‌بری گفتمان‌ها و اقلیت‌های رسمی! را از مناسبت‌هایی که بدون هیچ پیش‌عنوانی در تقویم “ثبت” شده‌اند را نشان داد :

مناسبت های تقویم رسمی کشور 1398

اما جانمایه مناسبت‌هایی که بدون هیچ پیش‌عنوانی تنها در تقویم رسمی کشور “ثبت” شده اند به سه جانمایه اصلی اشاره دارند :

الف) مناسبت‌های مربوط به پیش از انقلاب

ب) اعدام و ترور شخصیت‌های پیش و پس از انقلاب با عنوان “شهادت”

ج) مناسبت‌های مربوط به جنگ ایران و عراق.

جزئیات بیشتر در جدول “جانمایه مناسبت‌های ثبت شده“ به تفکیک آمده است که می‌توانید آن را با دقت بیشتری مطالعه کنید :

نوع و زمان مناسبت هاتعداد
مناسبت های مربوط به پیش از انقلاب33 "ثبت" مناسبت = 16 ثبت در متن تقویم، 17 ثبت در ضمیمه تقویم
اعدام و ترور شخصیت های پیش و پس از انقلاب با عنوان "شهادت"20 "ثبت" مناسبت = 12 ثبت در متن تقویم، 8 ثبت در ضمیمه تقویم
مناسبت های مربوط به جنگ ایران و عراق13 "ثبت" مناسبت = 7 ثبت در متن تقویم، 6 ثبت در ضمیمه تقویم

به صورت بصری این آمار بدین شرح است :

جانمایه مناسبت های تقویم بدون عنوان روز تعطیل

در رابطه با دگرهای های سیاسی با توجه به مناسبت‌هایی که تنها “ثبت” شده‌اند تنها گفتمان ملی امکان روایت، بازخوانی و بازروایت گفتمانی خود را از چند مناسبت (5 مناسبت) به طور محدود در اختیار دارد و سایر دگرهای سیاسی چپ، سکولار و لیبرال این امکان را در اختیار ندارند.

اشخاص و نام ها در تقویم رسمی کشور :

با بررسی شخصیت‌هایی که در تقویم رسمی کشور از آنان نام برده شده است می‌توان گفتمانِ حاکم بر نگارشِ تقویم را بازشناسایی کرد اینکه چه کسانی برای مردان، زنان، نوجوانان، دختران و… الگو قرار گرفته‌اند؟ و گفتمانِ حاکم با این انتخاب دست به تولید و بازتولید چه نوع از ارزش‌ها و هویت‌های اجتماعی زده است؟ این ارزش‌ها متعلق به کدام گرایشات سیاسی و طبقاتی در ایران است؟ و یا متن تقویم، چه کسانی را دشمن می‌خواند و یا با سکوت درباره‌ی چه کسانی قصد در پاک کردن و یا پنهان کردن آنان از حافظه‌ی تاریخی ایرانیان برای تاریخ‌زدایی از گفتمان‌های رقیب را پیگیری می‌کند؟ اینها از جمله پرسش‌های اساسی هستند که می‌بایست محققین این حوزه با آن “تقویم رسمی کشور” را مورد خطاب قرار دهند.

در جدول “نام‌ها در تقویم رسمی کشور  این نام‌ها از تقویم رسمی کشور استخراج شده‌اند در جدول زیر شما شاهد نتیجه‌ی آن دسته‌بندی‌ها و جایگذاری‌ها هستید :

گفتمانتعداد
گفتمان حاکمیتی46 نفر = 38 نفر در متن تقویم، 8 نفر در ضمیمه تقویم
گفتمان اسلامی - شیعی29 نفر = 26 نفر در متن تقویم، 3 نفر در ضمیمه تقویم
مفاخر ملی22 نفر = 18 نفر در متن تقویم، 4 نفر در ضمیمه تقویم
شخصیت های جهانی2 نفر = 2 نفر در ضمیمه تقویم (سلمان رشدی و میخائیل گورباچف)
دیگری رسمی (شناخته شده در قانون اساسی)1 نفر = 1 نفر (حضرت عیسی مسیج) در متن تقویم
دیگری متخاصم (داخلی و خارجی)اشخاص : "رضاخان" و "شاه معدوم" (رضاشاه و محمدرضا شاه پهلوی)، سلمان رشدی و میخائیل گورباچف)
سازمان ها : سازمان مجاهدین خلق (منافقان)
کشورها : آمریکا، انگلیس، عربستان (آل سعود)

در بیان تصویری زیر نیز این سهم‌بری مشخص شده است :

نام اشخاص تقویم رسمی کشور

شخصیت‌های گفتمان حاکمیتی  : کسانی که علت حضور نام‌شان در تقویم رسمی وابسته به گرایش‌ها و فعالیت‌های اسلامی، نظامی و سیاسی‌شان است شخصیت‌هایی که بطور مستقیم و یا غیرمستقیم به شکل‌گیری، استقرار و سازمان‌یابی گفتمانِ حاکم یاری رسانده‌اند و یا گفتمان حاکم از طریق آرا و شخصیت آنان به بازتولید و آفرینش مشروعیت خود دست زده است.

با این تعریف می‌توان 46 نفر را در تقویم رسمی کشور شناسایی کرد (25 روحانی و یک نوجوان شهید (حسین فهمیده)، 8 تن نظامی و 13 نفر از انقلابیون و صاحب‌منصبان حکومتی که غیر روحانی بوده‌اند) نام آیت‌الله خمینی 19 بار در تقویم رسمی کشور با عناوین و صفاتی همچون “حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه)”، “رهبر کبیر انقلاب اسلامی” و یا “بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران” آمده است در مواردی همچون تولد، وفات، تبعید، بازگشت به ایران و دستور تشکیل نهادها و… که این حجم و تعداد از نام ایشان، نشان از شیفتگیِ مولدینِ متن به رهبر انقلاب اسلامی است.

شخصیت های گفتمان اسلامی ـ شیعی : بخش عمده‌ای از تقویم به شخصیت‌های اسلامی ـ شیعی اختصاص یافته است که شامل نام پیامبر اسلام، امامان شیعه، علما بزرگ شیعی و سایر شخصیت‌های مورد احترام شیعیان است. (14 معصوم و 7 تن از نزدیکان و خویشاوندان آنان و  4 تن از علما و محدثین شیعی و سلمان فارسی که از صحابه ی پیامبر اسلام بود).

مفاخر ایرانی : نام شخصیت‌های ادبی، فلسفی، علمی و ملی ایران عموما در دوره‌ی معروف به اصلاحات (76-84) وارد تقویم رسمی کشور شد این افراد که علت حضور نام‌شان ضرورتا ربطی به دین و آیین آنها ندارد و وابسته به تاثیری است که آنان در حوزه دانش، حکمت و ادبیات ایران و جهان داشته اند و یا از قهرمانان ملی ایران بوده‌اند. (22 نفر که 18 نام در متن تقویم و 4 نام در ضمیمه تقویم آمده است) گفتنی است مناسبت‌هایی هم به برخی از آنان اختصاص یافته است همچون “روز مهندسی” در روز بزرگداشت ابوریحان بیرونی، “روز پزشک” در بزرگداشت ابوعلی سینا و… از میان این نامداران ایرانی با توجه به مختصاتِ گفتمان حاکم، بعیدترین حضور، حضور نام عمر خیام است چرا که دستگاه فلسفی و هستی‌شناختی خیام (ندانم‌گرایی) بیشترین فاصله را با نظامِ اندیشگانی حاکم بر مولدینِ متن دارد اما به نظر حضور نام او گریزناپذیر است چرا که شکل‌گیری این دفتر (تقویم) بر دانش و همت او در دوره پادشاهی ملک‌شاه سلجوقی استوار است (حدود 950 سال پیش) گاهشمار شاهکاری که تنها یک ثانیه در هر ده هزار سال خطا دارد.

شخصیت های جهانی : جز  آیت‌­الله سیدمحمدباقر صدر و خواهر وی بنت‌­الهدی (عراقی ـ شیعی) و سید جمال‌الدین اسدآبادی اسلام‌گرای افغانی که ایرانی نیستند و به دلایل گرایش‌های اسلامی و شیعی نام‌شان در تقویم آمده است ما شاهد دو نام دیگر در ضمیمه تقویم هستیم : گورباچف در ذکر نامه آیت‌الله خمینی به وی و نام سلمان رشدی در حکم آیت‌الله خمینی درباره ارتداد و اعدام او.

دیگری رسمی : منظور از “دیگری رسمی” اقلیت‌های دینی و مذهبی پذیرفته شده در قانون اساسی است از میان پیامبران و بزرگان مورد احترام این اقلیت‌ها تنها نام پیامبر مسیحیان در تقویم رسمی کشور آمده است و نامی از پیامبر و یا بزرگان دینی سایر اقلیت‌های رسمی کشور در تقویم به میان نیامده است. در ارتباط با ایرانیان سنی نیز در همه گرایشات آن (… اعم از حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی و زیدی) جز در شخصیت‌های مشترک با شیعیان ما شاهد نامی از شخصیت‌های بزرگ تاریخی یا دینی آنان در تقویم رسمی کشور نیستیم.

دیگری ـ متخاصم : منظور نام اشخاص، سازمان‌ها، گروه‌ها و کشورهایی است که در تقویم رسمی کشور از آنان با ارزش‌های بیانی منفی نام برده شده و دشمن تلقی شده‌اند که می‌توان آنان را بر مبنای این متن “دیگری ـ متخاصم” گفتمان حاکم قلمداد کرد :

ـ اشخاص  (دیگری ـ متخاصم) :

“سلمان رشدی” نویسنده کتاب “آیات شیطانی”، رضاشاه و محمدرضاشاه پهلوی اولین و دومین پادشاه رژیم سیاسی پهلوی، شخصیت‌هایی هستند که در تقویم نام آنها با بار منفی و معادل دشمن آمده است : “…ارتداد سلمان رشدی نویسنده خائن…”، “اجرای طرح استعماری حذف حجاب به دست رضاخان”، “… فرار رضاخان”،”… کشتار مردم به دست رضاخان”، “کودتای انگلیسی رضاخان”.

نامی از محمدرضا شاه پهلوی در متن تقویم نیست و تنها با عنوان “شاه” به وی اشاره شده است که البته این واژه در ادبیات گفتمان حاکمِ پس از انقلاب، خود دارای بار منفی است. در تقویم رسمی کشور از محمدرضا شاه پهلوی اینگونه نام برده شده است : “هجوم ماموران ستم‌شاهی پهلوی به مدرسه فیضیه قم”، “… کشتار جمعی از مردم به دست ماموران ستم‌شاهی پهلوی”، “زندانی شدن حضرت امام خمینی (رحمه‌الله علیه) به دست ماموران ستم‌شاهی پهلوی”، “شهادت آیت‌­الله سعیدی به دست ماموران ستم‌شاهی پهلوی”، “شهادت آیت‌الله حسین غفاری به دست ماموران ستم‌شاهی پهلوی”، “آتش کشیدن مسجد جامع کرمان به دست دژخیمان حکومت پهلوی”، “فرار شاه معدوم” و…

ـ سازمان و گروه (دیگری ـ متخاصم) : “سازمان مجاهدین خلق” که بارها در دهه 60 شمسی دست به ترور شخصیت‌های رده بالای جمهوری اسلامی زده است در تقویم رسمی کشور با نام “منافقان” (به دست منافقان) خطاب شده‌اند و در تقویم به عنوان سازمان و گروه دیگری ـ متخاصم قابل شناسایی است.

ـ کشورها (دیگری متخاصم) : به ترتیب تکرار نام و ارزش‌های بیانی منفی در متن می توان از کشورهای آمریکا، انگلیس و عربستان (آل سعود) نام برد :

آمریکا : حمله ددمنشانه ناوگان آمریکایی به هواپیمای مسافربری..، کودتای آمریکا برای بازگرداندن شاه، تسخیر لانه جاسوسی آمریکا … روز ملی مبارزه با استکبار جهانی، شهادت زائران حرم رضوی… به دست ایادی آمریکا، کشف توطئه آمریکایی در  پایگاه هوایی…(کودتای نافرجام نقاب)، انفجار بمب اتمی آمریکا در هیروشیما، روز افشای حقوق بشر آمریکایی …

انگلیس : … روز  مبارزه با استعمار انگلیس، کودتای انگلیسی رضاخان؛

آل سعود (عربستان) : شهادت مظلومانه زائران خانه خدا به دست ماموران آل سعود.

دگر جنسیتی (زنان در تقویم رسمی کشور) :

تنها 7 نام از 104 نام آمده در تقویم رسمی کشور به زنان اختصاص یافته است : “حضرت فاطمه”، “حضرت معصومه”، “حضرت زینب”، “حضرت خدیجه”، “حضرت ام­‌البنین” که از زنان خاندان پیامبر اسلام و امامان شیعه هستند و نام “بنت­‌الهدی” خواهر آیت‌الله سیدمحمدباقر صدر در ضمیمه تقویم و از میان زنان ایرانی تنها نام “پروین اعتصامی” در تقویم آمده است.

پادگفتمان‌های سیاسی : انقلاب 57 در ایران همچون انقلاب مشروطه با همت، تلاش و جانفشانی طیف گسترده‌ای از احزاب، اشخاص و اقوام محقق شد؛ از گروه‌های سیاسی تا چریکی همچون “جبهه ملی ایران”، “نهضت آزادی ایران”، “حزب توده” و کلیه احزاب طیف چپ همچون “سازمان چریک‌هاى فدایى خلق ایران” و… گرفته تا احزاب طیف راست همچون “جمعیت موتلفه اسلامی”، “فدائیان اسلام” و… اما با بررسی اسامی شخصیت‌های موجود در تقویم رسمی کشور می توان به روایت یکسویه نویسندگان تقویم اشاره کرد روایتی که در آن به بخش بزرگی از مردان و زنان این سرزمین از مشروطه تا انقلاب 57 اشاره‌ای نشده است و تنها نام اشخاص و گرایشات پیش و پس از انقلاب که به گفتمان مسلط پس از انقلاب اسلامی ایران نزدیکی ایدئولوژیک دارند آمده است.

می‌توان سهم‌بری هر یک از این احزاب و گفتمان‌ها را در یادآوری و بزرگداشت آنان در تقویم رسمی کشور اینگونه بیان کرد :

فدائیان اسلام : “شهادت نواب صفوی، طهماسبی، برادران واحدی و ذوالقدر از فداییان اسلام”.

جمعیت موتلفه اسلامی  : “شهادت سربازان دلیر اسلام : بخارایی، امانی، صفار هرندی و نیک نژاد“، “شهادت سید علی اندرزگو

جز این احزاب و گروه‌ها از شخصیت‌ها و رخدادهای مهم سایر گروه‌ها، سازمان‌ها و احزاب مشارکت‌کننده در انقلاب 57 نامی به میان نیامده است و تنها در نامگذاری روز دانشجو که منجر به کشته شدن سه تن از دانشجویان مصطفی بزرگ نیا عضو کمیته مرکزی سازمان جوانان حزب توده ایران، احمد قندچی از طرفداران جبهه ملی و مهدی شریعت‌رضوی از طرفداران نهضت ملی ایران بودند اشاره کرد که به طور غیرمستقیم از آنان یاد شده است.

گفتمان‌های ملی‌گرا و یا باستان‌گرا : از شخصیت‌های تاریخی ایرانی همچون کوروش، بابک خرمدین، مانی، مزدک، زرتشت، آریوبرزن و… که هنوز هم برای برخی از  آنان توسط علاقمندان به گفتمان ملی در برخی از شهرهای ایران و سایر کشورها بزرگداشت برگزار می‌شود در تقویم رسمی کشور نامی به میان نیامده است و یا حتی نامی از دکتر محمد مصدق سیاستمدار صادق و شهیر ایرانی و یا بزرگانی که سهم عمده‌ای در انقلاب مشروطه و ترقی ایران داشته‌اند از مردانی همچون میرزا حسین سپهسالار، اسعد بختیاری، سپهدار تنکابنی، ستارخان، باقرخان، علامه نائینی و آخوند خراسانی و… از میان زنان فخرالسطنه فروهر، بی‌بی مریم بختیاری، بی‌بی استرآبادی، نجم السلطنه، زینب پاشا، صدیقه دولت‌آبادی و… نامی در تقویم رسمی کشور نیست.

2ـ ساختار تولید متن “تقویم رسمی کشور :

تقویم به مثابه‌ی هر متن دیگری نویسنده و یا نویسندگانی دارد که در فرایندی آن را به نگارش در‌ می‌آورند. با این پرسش که چه کسانی از چه نهادهایی با چه میزانی از قدرتِ تصمیم سازی، در  چه فرآیندی دست به تولید “تقویم رسمی کشور” می‌زنند؟ سعی در شناسایی ساختار تولید متن و میزان سهم حضور “دیگری”های گفتمان حاکم در این ساختار و فرآیند تولید متن دارم.

الف) مولدین متن تقویم

ب) نحوه‌ی تولید متن تقویم

الف) مولدین متن تقویم (چه کسانی متنِ تقویم رسمی کشور را می‌نویسند؟)

ـ موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران : “مرکزِ تقویمِ موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران” تا پایانِ اولین فصل از سال، تقویم سالِ آینده را استخراج می‌کند. استخراجِ زمانِ دقیقِ تحویلِ سال، مشخص کردنِ سال عادی یا کبیسه، رویدادهای نجومی و…  تا اینجا متن تقویم، یک متن علمی است یعنی محصولِ مادی دانشگاه تهران است.

ـ شورای فرهنگ عمومی کشور : سپس این متن «برای اعمال و درج مناسبت‌های مصوب به دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی ارائه می‌شود» و رختِ نام و مناسبت بر تن می‌کند. این “نامگذاری”، زمان ـ مکانی را در اختیار مولدینِ متن قرار می‌دهد تا در آن روایت خود را از تاریخ، هویت، ارزش‌ها و فرایند ملت‌سازی، ثبت و بازنمایی کنند. “شواری فرهنگ عمومی” نهاد رسمی و مسئول نامگذاری و درج مناسبت‌ها در تقویم رسمی کشور است. در معرفی این شورا آمده «شورای فرهنگ عمومی به عنوان یکی از شوراهای اقماری  “شورای عالی انقلاب فرهنگی” است که به ریاست وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در مجموعه وزارت فرهنگ ‌و ارشاد اسلامی فعالیت دارد» نحوه ترکیب اعضای آن را شواری عالی انقلاب فرهنگی مشخص می‌کند.

ـ کمیسیون نام­گذاری روزهای خاص : اما خود این شورا (شورای فرهنگ عمومی)، به منظور بررسی کارشناسی روزها و مناسبت­های خاص، “کمیسیون نام­گذاری روزهای خاص” را با اهداف و وظایف مشخص (با این ترکیب) تشکیل می­‌دهد. این کمیسیون، متشکل از نمایندگانی از برخی وزارت‌خانه‌ها، سازمان‌ها و نهادهایی است که ­در مورد پیشنهادهای­ رسیده به دبیرخانه “شورای فرهنگ عمومی” نظر مشورتی می‌دهند.

ـ شواری عالی انقلاب فرهنگی : این شورا پس از دریافت مصوبات شورای فرهنگ عمومی، برای تایید یا عدم تایید مصوبات رسیده، تصمیم‌گیری می‌کند. اعضای شواری عالی انقلاب فرهنگی به دو دسته‌ی حقیقی و حقوقی تقسیم می‌شوند که هر چندسال یک‌بار توسط رهبر ایران منصوب می‌شوند.

بدین‌ترتیب نهادهای زیر با ساختار سلسله مراتبی، نگارشِ متنِ “تقویم رسمی کشور” را برعهده دارند

کمیسیون نام­گذاری روزهای خاص (نظر مشورتی) -> شورای فرهنگ عمومی کشور (تصویب) -> شورای عالی انقلاب فرهنگی (تایید مصوبات)

ساختار سلسله مراتبی تولید تقویم

میزان سهم‌بری “دگر”های گفتمانی در ساختارهای تولید و بازتولید متن تقویم :

میزان دسترسی “دگر”های گفتمانی (اقلیت های رسمی قانون اساسی و گفتمان‌های سیاسی رقیب و…) به ساختارهایی تولید متنِ تقویم رسمی کشور بدین شرح است :

ـ کمیسیون نام­گذاری روزهای خاص (مشاورین تولید متن = دروازه ورودی ساختار تولید متن) :

شورای فرهنگ عمومی، در تعریف نقش و جایگاه این کمسیون مشورتی می نویسد:  «نام­گذاری، تغییر و جابجایی روزها و مناسبت‌های خاص برحسب پیشنهاد و درخواست اشخاص مختلف اعم از حقیقی و حقوقی… كه با امضای بالاترین مقام ذی­ربط در قالب تكمیل فرم نام­گذاری، به كمیسیون نام­گذاری روزهای خاص شورای فرهنگ عمومی ارایه می­‌شود و پس از تأیید توسط این كمیسیون، برای تصویب نهایی در شورای فرهنگ عمومی طرح می­‌شود)) (منبع) از این‌رو می‌توان این کمسیون را دروازه‌ی ورودی پیشنهادها برای نامگذاری، تغییر و جابجایی مناسبت‌های تقویم رسمی کشور دانست که پس از تایید آنان، پیشنهادها به مرحله بعد یعنی تصویب (شورای فرهنگ عمومی) و سپس به مرحله پایانی تایید (شورای عالی انقلاب فرهنگی) فرستاده خواهد شد.

نام و مشخصاتی از اعضای این کمسیون در منابع اینترنتی  نیامده و تنها به ترکیب اعضای این کمسیون اشاره شده است. ترکیب 16 نفره این کمسیون متشکل از برخی از اعضای شورای فرهنگ عمومی، نمایندگانی از فرهنگستان‌های علوم، علوم پزشکی، زبان و ادبیات فارسی، هنر، وزارت‌خانه‌هایی همچون وزارت کشور و وزارت آموزش و پرورش و نمایندگانی از صداوسیما، سازمان تبلیغات اسلامی و مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه برادران و خواهران و… است.

ـ شواری فرهنگ عمومی کشور (مولدین رسمی تقویم = تصویب متن تقویم) :

ساختار و ترکیب اعضای این شورا زیر نظر “شواری عالی انقلاب فرهنگی” مشخص می‌شود که در آخرین آیین‌نامه شورای فرهنگ عمومی می‌بایست 31 نفر را شامل شود (اکنون 19 آذر 1397) که نام 30 نفر در سایت رسمی این سازمان آمده است. 15 تن از آنان انتخابی (اعضاء مربوط به دولت و مجلس که با تغییر دولت و مجلس تغییر می‌کنند) و 16 نفر از اعضا انتصابی هستند. از این 30 تن، 2 زن و 28 مرد حضور دارند که فارغ از کسانی که تحصیلات حوزی هم دارند 9 تن از آنان روحانی هستند. (این آمار تقریبی است چرا که یکی از اعضا این شورا، “معاون فرهنگی اجتماعی وزارت اطلاعات” است که به تبع موقعیت این وازرتخانه نام و عکسی از ایشان در دسترس نیست) با بررسی سوابق و رزومه این اعضا (منابع اینترنتی) در این شورا نیز علاوه بر عدم حضور نیروهای ملی‌گرا، سکولار، لیبرال و… هیچ نماینده‌ای از گروه‌های جمعیتی (اقلیت!های) پذیرفته شده در قانون اساسی همچون ایرانیان سنی‌، یهودی، مسیحی و زرتشتی در این شورای تصویتِ متنِ “تقویم رسمی کشور”، حضور ندارند.

ـ شواری عالی انقلاب فرهنگی (تایید متن = بالاترین سطح تصمیم گیری درباره متن تقویم) :

اعضای این شورا به دو دسته ی حقیقی و حقوقی تقسیم می‌شوند که هر چندسال یک‌بار توسط رهبر ایران منصوب می‌شوند البته رهبر ایران با ترکیب اعضای حقیقی و حقوقی در این شورا جز اعضای حقیقی و افتخاری (همچون آیت الله جنتی) این امکان را فراهم ساخته است تا با تغییر مجلس، دولت و کابینه‌ی آن، اعضای انتخابی مردم هم امکان حضور در این شورا را بیابند هرچند در نهایت این ترکیب وابسته به تصمیمات مقام رهبری در ایران است.

در این شورای 43 نفره (اکنون 19 آذر 1397) 2 زن (همان دو زن در شورای فرهنگ عمومی) و 41 مرد حضور دارند که 13 تن از آنان روحانی هستند علاوه بر عدم حضور نیروهای ملی‌گرا، سکولار، لیبرال و.. که نه از اعضای حقیقیِ انتصابی هستند و نه اعضای حقوقی آن (به دلیل بیرون ماندن از دایره انتخابات با نظارت استصوابی شورای نگهبان) هیچ نماینده‌ای از هیچ یک از گروه‌های جمعیتی (“اقلیت”!های) پذیرفته‌شده در قانون اساسی ایران همچون ایرانیان سنی، یهودی، مسیحی و زرتشتی در این شورای تایید کننده نهایی متن تقویم رسمی کشور  حضور ندارند.

ب) فرآیند تولید متن : (عناوین و مناسبت‌های تقویم چگونه پیشنهاد، ثبت یا حذف می‌شوند؟)

مولدین تقویم رسمی کشور، سه نوع مناسبت را برای درج در تقویم رسمی کشور در ماده یک دستورالعمل اجرایی خود تعیین کرده‌اند (**):

 مناسبت‌های ملی ـ اسلامی : از منظر مولدین متن، این دسته از «مناسبت‌ها می‌بایست برای تمام قشرهای مختلف جامعه مهم و معتبر باشد و همه مناطق کشور، آن مناسبت را باید با خود مرتبط بدانند و منحصر به یک جغرافیای خاص نباشد و تقویت کننده یکی از هویت‌های ملی ایرانیان باشد» تنها این نوع از مناسبت‌های ملی ـ اسلامی در متن تقویم، امکان حضور دارند.

 مناسبت­های صنفی ـ سازمانی : به مناسبت‌هایی گفته می‌شود که «در جهت تقویت خدمات و ارزش‌های مرتبط با وظایف یک صنف یا تشکل خاص در جامعه و همچنین تقدیر از این خدمات و فعالیت­ها باشد» این دسته از مناسبت‌ها تنها امکان حضور در “ضمیمه” تقویم را دارند.

3ـ مناسبت‌های منطقه­ای ـ استانی : به مناسبت­هایی اطلاق می­شود که ((در جهت مصالح نظام و تحکیم وحدت ملی و تقویت مولفه­ های هویت ملی ایرانیان و برای قشرهای مختلف یک منطقه یا استان از اعتبار، اهمیت و ارزش خاص برخوردار باشد و بزرگداشت سالانه آن مناسبت در رشد و تعالی فرهنگی و اجتماعی آن منطقه موثر باشد.)) در هر سه مورد می‌بایست که حداقل­ یک­ وزارتخانه، سازمان، نهاد، صنف و یا یک منطقه و استان متولی اجرای برنامه­‌های مرتبط با آن روز باشد. مناسبت‌های منطقه‌ای ـ استانی” نیز همچون مناسبت‌های صنفی و سازمانی تنها امکان حضور در ضمیمه تقویم را دارند.

هرچند در دستورالعمل نامبرده این دسته‌بندی‌ها و جایگاه‌ها‌ مشخص شده‌اند اما با نگاهی به تقویم رسمی کشور می‌توان مشاهده کرد که این قواعد رعایت نشده است. همچون روز پژوهش، یا تشکیل جهاد دانشگاهی و… یا روز پزشک در متن تقویم قرار گرفته است و…)

سهم‌بری اقلیت‌های رسمی و دگرهای گفتمانی رقیب در فرآیند تولید متن  :

علاوه بر تعیین نوع مناسبت‌ها (ملی ـ اسلامی، صنفی ـ سازمانی و منطقه‌ای ـ استانی) و تعیین جایگاه حضور مناسبت‌ها (در متن یا ضمیمه تقویم) مولدین متن شیوه و مجراهای پیشنهادی (ثبت، ویرایش و حذف) مناسبت‌ها را نیز در دستورالعملی مشخص کرده‌اند. طبق ماده ۳ دستورالعمل اجرایی آیین نامه… :

الف) مناسبت‌های ملی ـ اسلامی (در متن تقویم) :

امکان پیشنهاد و بازبینی در این دسته از مناسبت‌ها از طریق سران سه قوه (مجریه، مقننه، قضائیه)، اعضای هئیت دولت، روسای کمیسیون­های مجلس، رییس شورای عالی استان‌ها، اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای فرهنگ عمومی امکانپذیر است و همچنین مسئولان و کارمندان در وزارتخانه­‌ها، سازمان­ها و نهادها می‌توانند با امضای بالاترین مقام سازمان خود، پیشنهادشان را ارائه دهند.

ب) مناسبت‌های صنفی ـ سازمانی (در ضمیمه تقویم) :

پیشنهاد این دسته از مناسبت‌ها و عناوین صنفی تنها از طریق رییس اتحادیه هر صنف و یا تایید مجمع امور صنفی امکانپذیر است.

ج) مناسبت‌های منطقه­ ای ـ استانی (در ضمیمه تقویم) :

پیشنهاد این نوع از مناسبت‌ها و عناوین، از طریق نماینده ولی­ فقیه در استان یا امام جمعه مرکز استان، استاندار یا یکی از نمایندگان آن استان در مجلس شورای اسلامی یا حداقل سه نفر از اعضای شورای فرهنگ عمومی استان پس از تایید شورای فرهنگ عمومی آن استان، امکانپذیر است.

علاوه بر مجاری مشخص شده فوق در ارتباط با هر عنوان، طبق ماده ۴ این دستورالعمل «اشخاص حقیقی می‌ توانند پیشنهاد خود را از طریق مراجع مذکور در بند «الف» و «ب» ماده ۳ و یا دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی ارایه نمایند.» از این‌رو مولدین متن به سه طریق امکان طرح پیشنهاد را فراهم کرده اند :

اول ارائه پیشنهاد از طریق جلب نظر شخصیت‌های سیاسی همچون روسای سه قوه و مسئولینی که در بند الف و ب ماده سه اجرایی، از آنان نام برده شد. دوم ارائه طرح پیشنهادی مرتبط با نهاد یا وزارت‌خانه‌ای که در آن مشغول به کار هستند و گرفتن امضای تایید بالاترین مقام آن نهاد، سازمان یا وزارتخانه و سومین راه که ارائه مستقیم پیشنهاد به دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی است.

سهم‌بری اقلیت‌های رسمی در ارتباط با پیشنهاد مناسبت‌های خود با توجه به عناوین مناسبت‌ها (ملی ـ اسلامی، صنفی ـ سازمانی و منطقه‌ ای ـ استانی) تنها می‌تواند در ارتباط با مناسبت‌های منطقه‌ای ـ استانی باشد آن هم از طریق نماینده ولی­ فقیه، امام جمعه، استاندار یا یکی از نمایندگان آن استان در مجلس شورای اسلامی یا حداقل سه نفر از اعضای شورای فرهنگ عمومی  شهرشان پس از تأیید شورای فرهنگ عمومی آن استان (متاسفانه منابعی برای بررسی اعضای شورای فرهنگ عمومی استان‌هایی که سهم جمعیتی بیشتری از اقلیت‌های رسمی قانون اساسی در آنجا ساکن هستند، در دسترس نبود.) از این‌رو می‌توان گفت با توجه به نوع مناسبت‌ها و تعیین راه‌های مشخص شده و همچنین جایگاه قرار گرفتن آن مناسبت‌ها در متن یا ضمیمه تقویم، این امکان (امکان پیشنهاد موثر برای رخدادهای فرهنگی، گرامیداشت بزرگان دینی و… در فرآیند تولید متن تقویم رسمی کشور) از دسترس گروه‌های جمعیتی ایرانیان زرتشتی، یهودی، مسیحی و سنی به مثابه شهروندان ایرانی یا خارج است و یا بسیار پیچیده و دشوار است.

نتیجه‌گیری شخصی :

اضافه خواهد شد…

 

پاورقی ـــــــــــــــــــــــــــــــ

(*) نا-مقاله : به دلایل زیر این متن تحلیل تقویم رسمی کشور را “نا-مقاله” نامیدم :

الف) در ساختار دوبنی ارائه چاپی/دیجیتال مقالات، متن پیش رو تنها امکان نشر در فرمت دیجیتال را داراست و در صورت انتشار چاپی آن بخشی از معنا و ساختار متن که متکی به هاپیرلینک‌های آن است از دست خواهد رفت.

ب) این متن نا-تمام است. این به معنای امکان تغییر و ویرایش همیشگی متن پیش روست. هم اکنون شما در حال خواندن ورژن 1.4.7 از این مقاله هستید.

ج) در این متن، برخلاف پروتکل‌های علمی منابع تماما اینترنتی و متکی به درک عمومی از واژگان و مفاهیم (ویکی پدیا) است هرچند که برای تحلیل متن از روش علمی تحلیل گفتمان سود جسته‌ام.

(**) در زمان تحلیل زمینه متن یعنی ساختار تولید متن (تابستان 97) سه نوع مناسبت در آیین نامه اجرایی ذکر شده بود (در این لینک)  اما هم اکنون این صفحه حذف شده و در بخش های دیگر سایت شورای فرهنگ عمومی به دو نوع مناسبت ملی ـ اسلامی و صنفی ـ سازمانی اشاره شده و مناسبت‌های منطقه‌ای ـ استانی از انواع مناسبت‌ها حذف شده است و تنها در لینک فوق متن سابق قابل رویت است.

*** عکس از : Dmitry Rogozhkin

ـ تاکنون در فضای مجازی دو تحلیل از “تقویم رسمی کشور” یافته‌ام که علاقمندان می‌توانند از طریق لینک‌های زیر آن دو تحلیل را مطالعه کنند.

بررسی سیاست زمانی حاکم بر تقویم ایران در سال های پس از انقلاب اسلامی – سارا شریعتی، زهره سروش فر

نگاهی به مناسبت های تقویم رسمی ایران ـ  محسن کدیور